نوشته‌ها

,

زندگینامه شهدای کربلا: زاهر، مولی عمرو بن حمق

شهدای کربلا

 

از شهدای عاشوراست.وی را از شخصیتهای کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده ‏دانسته‏اند. غلام عمرو بن حمق خزاعی (از یاران ویژه امیرالمؤمنین) بود و در حرکتهای‏ انقلابی عمرو بن حمق (که به دست معاویه شهید شد) همدوش و همراه او و تحت تعقیب‏ معاویه بود.در سال ۶۰ هجری به مکه آمد و به حسین‏ «ع‏» پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید.[۱] نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است.

پی نوشتها :
[۱] انصار الحسین ، ص ۷۲، عنصر شجاعت، ج ۱، ص ۱۴۸٫

 

,

زندگینامه شهدای کربلا: زائده بن مهاجر

شهدای کربلا

 

 

از شهدای کربلاست.نامش در زیارت رجبیه آمده است.احتمال داده شده که او همان‏ «یزید بن زیاد بن مهاجر» باشد[۱] .

پی نوشتها :
[۱] انصار الحسین، ص ۱۰۰٫

 

,

زندگینامه شهدای کربلا: رُمَیْث بن عَمْرو

شهدای کربلا

 

شیخ طوسی در کتاب معتبر رجالی خود، رمیث بن عمرو را از اصحاب و یاران امام حسین(ع) اعلام نموده؛ اما اشاره‌ای به شهادت ایشان نکرده است،[۱] اما برخی از دیگر منابع رمیث بن عمرو(عمر)[۲] را به عنوان یکی از شهدای کربلا به شمار آورده‌اند.[۳]

در زیارت امام حسین(ع) در نیمه‌ی ماه شعبان‏ و اول ماه رجب‏ و همچنین در زیارت علی بن الحسین و سائر شهدای کربلا‏، این‌گونه به وی سلام داده شده است:«السَّلَامُ عَلَى رُمَیْثِ بْنِ عُمَر».[۴]

با این وجود، اطلاعات بیشتری از زندگی، نبرد و شهادت این شهید کربلا را در منابع معتبر نیافتیم.


[۱]. شیخ طوسی، محمد بن حسن، الابواب(رجال طوسی)، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص ۱۰۰، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۲۷ق.

[۲]. سید ابن طاووس، رضی الدین علی، الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۲، ص ۷۱۴، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دوم، ۱۴۰۹ق؛ شهید اول، محمد بن مکی، المزار فی کیفیه زیارات النبی و الأئمه(ع)، ص ۱۵۲، قم، مدرسه امام مهدی(عج)، چاپ اول، ۱۴۱۰ق؛ مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۹، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۳]. ابن شهر آشوب مازندرانی،مناقب آل أبی طالب(ع)، ج ۴، ص ۷۸، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.

[۴]. الاقبال بالاعمال الحسنه، ج ۲، ص ۷۱۴؛المزار فی کیفیه زیارات النبی و الأئمه(ع)، ص ۱۵۲٫

, ,

کتاب از شور عاشورا تا پیامهای حسینی + دانلود

 

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم: «مکتوب عن یمین العرش انَّ الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه» .همره هر موج خونش، گوهری ممتاز دارد کربلا در سینه اش پنهان هزاران راز داردعبارت حماسه و شور حسینی، به طور مکرر در میان مردم ما به کار رفته است و تحقق آن، که مربوط به جنبه عاطفی و احساسی «عاشقان حسینی» است تأثیرات فراوان داشته و شاید از کمترین عامل مؤثر (شور و احساسات) بیشترین تأثیر (ایجاد و حفظ ایمان و افزایش آن) را داشته ایم.مگر نه این است که دینِ انبوهی از مردم ما در ایّام محرّم و یا عاشورا زنده یا زنده تر می شود و باعث حفظ و افزایش ایمان آنها است.آیا این واقعیت تاریخی که جرقّه و شروع انقلاب و اعلان برائت از حکومت ظلم و فساد شاهنشاهی از محرّم ۴۱ شروع شد، قابل انکار است؟ و یا این که مؤثرترین و پیروزمندترین عملیات های نظامی در دوران جنگ هشت ساله با سینه زنی ها و رمز یاحسین علیه السلام و شروع شده است… و این که تأثیر گذاری فراوان و نهفته و قابل هدایت و جهت دهی (تأکید بر شعور حسینی) موجب شد که سیاست دشمنان دین برکم رنگ و بی محتوا کردن و در برخی مواقع، برنابودی شور و حماسه و عزاداری سالار شهیدان دچار شکست شود.

عنوان : از شور عاشورا تا پیام های حسینی

پدیدآورندگان : امام سوم حسین بن علی(ع)(توصیف گر)

عبدالحمید عارفیان(پدیدآور)

ناشر: نشریه کوثر ، شماره ۵۲، زمستان ۱۳۸۱

نوع : متن

جنس : مقاله

الکترونیکی

زبان : فارسی

توصیفگر : اخلاص

 

,

زندگینامه شهدای کربلا: خالد بن عمرو بن خالد ازدی

شهدای کربلا

 

یکی از افرادی که توانست روز عاشورا در راه مکتب امام حسین(ع) به فیض شهادت برسد، و نام خود را در میان شهدای کربلا ثبت نماید، عمرو (عمر)[۱] بن خالد صیداوی از قبیله‌ی صیدا بود. [۲] در برخی منابع نام ایشان ازدی نیز ذکر شده است.[۳]

بر اساس برخی گزارش‌ها، عمرو بن خالد به همراه نافع بن هلال و مجمع بن عبدالله از کوفه به سمت امام(ع) آمدند و در منطقه عذیب الهجانات،[۴] به کاروان آن‌حضرت(ع) رسیدند، اما حر بن یزید ریاحی مانع از پیوستن آنان به امام(ع) شد و گفت: این چند نفر کوفى جزو کسانى نیستند که با شما آمده‌‏اند، لذا من باید آنها را دستگیر کرده و یا بازگردانم. امام(ع) قبول نکرد و فرمود: همان‌گونه که از خودم دفاع می‌‏کنم از ایشان نیز دفاع خواهم کرد، ایشان از یاران من هستند و تو قول داده‌‏اى تا زمانى که نامه(ابن زیاد) به تو نرسید، هیچ تعرّضى به من نکنى و اگر به عقدى که بین من و تو است پایبند نمانی، با تو خواهم جنگید! حرّ نیز آنها را رها کرد.[۵]

روز عاشورا عمر (عمرو) بن خالد صیداوی به همراه سعد و جابر بن حارث سلمانى و مجمع بن عبدالله در آغاز جنگ به میدان رفتند، اما بعد از مدتی در محاصره سپاه عمر بن سعد قرار گرفتند و از یارانشان جدا شدند. ابوالفضل(ع) برای یاری آنها رفت و آنها را از محاصره نجات داد. با وجود این‌که آنها زخمی شده بودند، برای دفاع از امام خود بار دیگر به دشمن حمله بردند و همه آنها در همان آغاز جنگ و یک‌جا به شهادت رسیدند.[۶]

طبق برخی از نقل‌ها عمرو بن خالد پس از شهادت جون و قبل از حنظله بن سعد شامی، به حضور امام حسین(ع) آمد و گفت: من تصمیم گرفته‌‏ام به یاران خود ملحق شوم و دوست ندارم زنده بمانم و شما را تنها و شهید بنگرم![۷] هنگام به میدان رفتن وی، امام(ع) برای تشویق و گرامی‌داشت او، فرمود:« تَقَدَّمْ فَإِنَّا لَاحِقُونَ بِک عَنْ سَاعَهٍ»، به پیش! که ما نیز ساعتى دیگر به تو خواهیم پیوست.[۸]

عمرو بن خالد هنگام نبرد اشعاری حماسی را نیز بر زبان می‌آورد:

«الْیوْمَ یا نَفْسُ إِلَى الرَّحْمَنِ                        تَمْضِینَ بِالرَّوْحِ وَ بِالرَّیحَانِ

الْیوْمَ‏ تُجْزَینَ‏ عَلَى‏ الْإِحْسَانِ                        مَا خُطَّ فِی اللَّوْحِ لَدَى الدَّیانِ

لَا تَجْزَعِی فَکلُّ حَی فَانٍ»؛[۹]

ای نفس، امروز به سوی خدای رحمان خواهی رفت و به روح و ریحان الهی خواهی رسید. امروز بر احسان و نیکی پاداش داده خواهی شد، آنچه که خدا در لوح محفوظ برای تو مقدر کرده برای تو است. بی‌تابی مکن؛ زیرا که هر زنده‌‌ای فانی خواهد شد.

در زیارت ناحیه نیز بر او و غلامش این‌گونه درود فرستاده شده است: «السَّلَامُ عَلَى عُمَرَ بْنِ خَالِدٍ الصَّیدَاوِی، السَّلَامُ‏ عَلَى‏ سَعِیدٍ مَوْلَاهُ‏».[۱۰]

 


[۱]. ابن مشهدی، محمد بن جعفر، المزار الکبیر، محقق، مصحح، قیومی اصفهانی، جواد، ص ۴۹۴، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۱۹ق.

[۲]. رسان، فضیل بن زبیر، تسمیه من قتل مع الحسین ع‏، ص ۱۵۵، قم، آل البیت ع‏، چاپ دوم‏، ۱۴۰۶ق.

[۳]. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب ع، ج ۴، ص ۱۰۱، قم، علامه، چاپ اول، ۱۳۷۹ق.

[۴]. نام آبگیری در چهار میلى قادسیه بود که کاروان‌‌هاى حج کوفه در آن‌جا منزل می‌‏کردند.

[۵]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق، زکار، سهیل، زرکلی، ریاض، ج ۳، ص ۱۷۱ – ۱۷۲، بیروت، دار الفکر، چاپ اول، ۱۴۱۷ق؛ ابومخنف کوفی، لوط بن یحیی، وقعه الطف، محقق، مصحح، یوسفی غروی، محمد هادی‏، ص ۱۷۳، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ سوم، ۱۴۱۷ق.

[۶]. طبری، أبو جعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک(تاریخ طبری)، تحقیق، ابراهیم، محمد أبو الفضل، ج ۵، ص ۴۴۶، بیروت، دار التراث، چاپ دوم، ۱۳۸۷ق.

[۷]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۲۳، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

[۸]. ابن نما حلی، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان، ص ۶۴، قم، مدرسه امام مهدی عج، چاپ سوم، ۱۴۰۶ق.

[۹]. مناقب آل أبی طالب ع، ج ‏۴، ص ۱۰۱٫

[۱۰].  المزار الکبیر، ص ۴۹۴٫

 

,

حرکت اولین گروه زائران اربعین به کربلا آغاز شد

 

هرساله مردم شهرهای عراق از مسیرهای دور و نزدیک در آستانه اربعین حسینی با پای پیاده برای حضور در مراسم اربعین حسینی به سوی کربلا حرکت می‌کنند تا در روز اربعین و البته قبل از آن در این قطعه از بهشت حضور داشته و به زیارت ارباب مشرف شوند.

اکنون در حالی که حدود یک ماه تا اربعین حسینی باقی مانده است، برخی از زائران اربعین از شهرهای عراق کوله‌بار سفر بسته‌اند و با همراه داشتن پرچم‌هایی مزین به نام و القاب امام حسین (ع) و شهدای کربلا به سوی کربلا در حال حرکت هستند.

یکی از گروه‌های زائران اربعین که هر ساله به زیارت امام حسین (ع) مشرف می‌شوند، زائران شهر بصره هستند که حدود یک ماه قبل از اربعین حسینی حرکت خود را آغاز می‌کنند تا در ایام اربعین به کربلا برسند.از بصره تا کربلا حدود ۵۲۰ کیلومتر است که زائران برای رسیدن به حرم امام حسین (ع) در اربعین از روزهای اخیر حرکت خود را آغاز کرده‌اند تا با پای پیاده بیش از ۵۰۰ کیلومتر را طی کنند و با سایر زوار همراه شوند.اربعین پنجم مهرماه است و زائران ایرانی با توجه به اینکه دولت عراق و ایران اظهار نظر خاصی در زمینه اربعین نداشته است، در انتظار برقراری سفر اربعین هستند. البته مسؤولان ایرانی برای اعزام زوار با رعایت نکات بهداشتی برنامه‌ریزی منظمی کرده‌اند که اعلام رسمی آن منوط به پذیرش زائر خارجی از سوی عراق است.

,

زندگینامه شهدای کربلا: حجاج بن مسروق جعفی

شهدای کربلا

 

حجاج بن مسروق جعفی از شهدای گرانقدر عاشورا و مؤذن سید الشهدا «ع‏».[۱] وی اهل کوفه و از یاران ‏امیر المؤمنین‏ «ع‏» بود.وقتی خبر هجرت امام حسین‏ «ع‏» را از مدینه به مکه شنید، خود را به ‏آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد.همواره ملازم سید الشهدا بود و در پنج وقت نماز، اذان می‏گفت.در مسیر راه، وقتی که امام حسین‏ «ع‏» به منزلگاه‏ «قصربنی مقاتل‏» رسید و در آنجا خیمه‏گاه عبید الله بن حر جعفی را دید، حجاج بن مسروق را در پی او فرستاد تا او را به پیوستن به امام فراخواند.[۲] (گرچه توفیق حسینی شدن نیافت). هنگامی که کاروان حسین‏ «ع‏» با سپاه حر بر خورد کردند، او به امر امام، اذان ظهر گفت. در برخی کتب از او با عنوان‏ «مؤذن حسین‏» یاد کرده‏اند.[۳] روز عاشورا به میدان ‏رفت و جنگید و غرق خون نزد امام برگشت.پس از گفتگویی با سید الشهدا، بار دیگر به میدان رفت و شهید شد.

پی نوشتها :
[۱] بحار الانوار، ج ۴۵، ص ۲۵٫
[۲] عنصر شجاعت، ج ۱، ص ۸۰٫
[۳] انصار الحسین، ص ۶۸٫

,

زندگینامه شهدای کربلا: حجاج بن زید سعدی

شهدای کربلا

 

حجاج بن زید سعدی از شهدای کربلاست.برخی هم نام او را حجاج بن بدر گفته‏اند.وی اهل بصره بود. نامه‏ای هم از سوی مسعود بن عمرو ازدی برای حسین بن علی‏ «ع‏» برد (در پاسخ نامه ‏حسین‏ «ع‏») که خطاب به او و سران بصره نوشته و آنان را به یاری خویش فرا خوانده بود.[۱] نامش در زیارت ناحیه مقدسه نیز آمده است.

پی نوشتها :
[۱] انصار الحسین، ص ۶۷٫

,

زندگینامه شهدای کربلا: حبیب بن مظاهر

شهدای کربلا

 

از شهدای والاقدر کربلا بود.حبیب بن مظاهر (مظهر) اسدی، از طایفه بنی اسد، کوفی‏ و از اصحاب رسول خدا «ص‏» بود.در هر سه جنگ صفین، نهروان و جمل، در رکاب ‏علی‏ «ع‏» شرکت داشت.از اصحاب خاص امیر المؤمنین و حاملان علم آن حضرت و در علوم قرآنی شاگرد خاص وی بود.حضرت امیر، او را که از حاملان علوم‏ «ع‏» بود، به علم‏ «منایا و بلایا» (آنچه بعدها اتفاق خواهد افتاد) آگاه ساخته بود.[۱] .
عضو گروه ویژه‏ «شرطه الخمیس‏» بود که نیروی ضربتی و مطیع علی‏ «ع‏» بودند.[۲] در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه، وی از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای مسلم، کوشش می‏کرد.نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می‏شد که به حسین بن علی‏ «ع‏» دعوت نامه نوشت.نزد امام حسین‏ «ع‏» موقعیت والایی داشت.در کربلا نیز امام، او را به‏ عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد.حبیب، تلاش فراوانی داشت که یارانی‏ از بنی اسد را به یاری حسین‏ «ع‏» بیاورد، اما سپاه اموی مانع پیوستن آنان به یاران ‏سید الشهدا شدند.[۳] گفتگوی او با میثم تمار، هنگام عبور از مجلس بنی اسد، سالها پیش از عاشورا، که هر یک نحوه شهادت دیگری را پیشگویی می‏کرد و مایه شگفتی حاضران‏ بودند، معروف است،[۴] و این از همان علم منایاست که از علی آموخته بودند و جریانات ‏آینده را جز داشتند.روز عاشورا رجزی که در حمله‏ هایش می‏خواند چنین بود:

انا حبیب و ابی مظهر
فارس هیجاء و حرب تسعر[۵] .

حبیب بن مظاهر، روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت ‏خواهد رفت، خوشحال ‏بود و با «بریر بن خضیر» مزاح می‏کرد.شهادت او بر حسین‏ «ع‏» بسیار سخت بود.هنگام‏ شهادت ۷۵ سال داشت.سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد.

پی نوشتها :
[۱] الحسین فی طریقه الی الشهاده، ص ۶٫
[۲] درباره شرطه الخمیس ر.ک: «الاختصاص» شیخ مفید، ص ۲، ۳، ۷، و۶۵ .
[۳] انصار الحسین، ص ۶۶٫
[۴] عنصر شجاعت، خلیل کمره‏ای، ج ۲، ص ۲۶٫
[۵] الحسین فی طریقه الی الشهاده، ص ۶٫

,

پنجم شوال : ورود مسلم ابن عقیل به کوفه

شهدای کربلا

 

پس از دعوت کوفیان از امام حسین (علیه‌السلام) و ارسال نامه‌های بی‌شمار برای وی و درخواست از آن حضرت جهت رفتن به کوفه و برعهده گرفتن رهبری قیام بر ضد یزید بن معاویه آن حضرت، پسرعمویش مسلم بن عقیل (علیه‌السلام) را با نامه‌ای به سوی کوفیان اعزام کرد.

مسلم بن عقیل (علیه‌السلام) در پانزدهم ماه مبارک رمضان سال ۶۰ قمری از مکه معظمه خارج گردید و از آن جا به مدینه منوره رفت و پس از تجدید دیدار با خانواده خویش و زیارت قبر شریف پیامبر (صلی الله علیه و آله) و وداع با آن مضجع مطهر به سوی کوفه حرکت کرد و در روز پنجم شوال همان سال وارد شهر عظیم کوفه گردید و در خانه مختار بن ابی عبیده ثقفی که از شیعیان مبارز و از مخالفان سرسخت بنی‌امیه بود، سکونت گزید.

تاریخ پنجم شوال همزمان با ورود حضرت  مسلم (علیه السلام) به کوفه

دراین روز به سال ۶۰هجری قمری حضرت مسلم (علیه السلام) سفیر امام حسین (علیه السلام) وارد کوفه شدومردم را برای بیعت با حضرت دعوت کرد .

مردم کوفه دسته دسته به خدمتش شتافتند ونامه ای که امام برای اهل کوفه نوشته بودنداستماع کردند،سپس با حضرت مسلم بیعت کردندتا اینکه ۱۸هزار نفر شدند.

پس از آن حضرت مسلم (علیه السلام) به امام حسین (ع) نامه ای نوشتند واز بیعت نمودن کوفیان اطلاع دادند وامام حسین (ع) را به کوفه دعوت نمودند.

امام حسین(ع) طى نامه و پیامى جداگانه که خطاب به مردم کوفه نوشت، تکلیف مردم و ماموریت مسلم را روشن ساخت. متن نامه امام چنین بود:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

 از حسین بن على، به جماعت مؤمنان و مسلمانان

اما بعد،

سعید و هانى، با نام هایتان نزد من آمدند. آنان آخرین کسانى بودند از فرستادگانتان که نزد من آمدند. من تمام مقصود و هدفى را که ذکر کرده بودید فهمیدم.

بیشتر سخن شما این بود که: ما را امام و پیشوایى نیست، پس بشتاب! شاید خدا ما را به واسطه تو بر هدایت، هماهنگ و مجتمع کند. اینک، من برادرم،عموزاده‏ ام و شخص مورد اعتمادم از خانواده‏ خویش «مسلم‏بن عقیل‏» را به سوى شما فرستادم و او را مامور کردم که از حال شما و از کار و نظرتان به من گزارش بفرستد.

اگر به من چنین گزارش دهد که راى بزرگان و صاحبان فضل و خرد شما،همانند چیزى است که قاصدان شما گفتند و در نام ‏هاى شما نوشته شده است ‏به خواست‏ خدا بزودى به سویتان خواهم آمد.

به جانم سوگند پیشوا و امام، تنها و تنها کسى است که به کتاب خدا حکم و عمل کند و به قسط رفتار نماید و به حق، گردن بنهد و خود را وقف و پای بند فرمان خدا سازد، والسلام.»

وقایع الشیعه ص۱۷۷