, ,

یونیفرم سپاه لباس دامادی پدرم در مراسم عقدش بود

یونیفرم سپاه

 

سردار شهید کاظم علیزاده متولد سال ۱۳۴۰ در شهر بابلسر، موقع شهادتش صاحب یک فرزند پسر چند ماهه و یک دختر توراهی بود که هفت و نیم ماه پس از شهادت او به دنیا آمد. شهید علیزاده از مقطع حضور در ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران تا موقع شهادتش در دی ماه ۱۳۶۵، به صورت مرتب در جبهه و عملیات‌های مختلف حضور یافت و بار‌ها نیز تا مرز شهادت پیش رفت. او که در هنگام عقد به همسرش گفته بود تنها دو سال دیگر در این دنیا زندگی می‌کند، دقیقاً دو سال بعد شهد شهادت را نوشید و آسمانی شد. آنچه می‌خوانید حاصل همکلامی ما با سیده‌کلثوم مسیح‌پور، همسر و طاهره علیزاده دختر شهید کاظم علیزاده است که از نظرتان می‌گذرد.

همسر شهید (سیده‌کلثوم مسیح‌پور)
اصالتاً اهل کجا هستید؟ چه سالی با شهید ازدواج کردید؟
اصالتاً اهل بابلسر هستیم. از طریق یکی از آشنا‌ها زمینه ازدواج ما فراهم شد. سال ۶۳ در بحبوحه جنگ ازدواج کردیم. آن زمان فضای دینی و انقلابی بین مردم حاکم بود. کسانی که اهل دین و انقلاب بودند حس خوبی نسبت به آن‌ها داشتیم. وقتی آقا کاظم به خواستگاری‌ام آمدند، گفتند شاید دو سال بیشتر از عمرم نمانده باشد و زندگی کوتاهی با شما داشته باشم. با این شرایط راضی هستید؟ گفتم مرگ و زندگی دست خداست. هرچه خدا مصلحت بداند همان می‌شود و توکل به خدا. ۲۱ دی ماه ۱۳۶۳ عقد و سال ۶۴ ازدواج کردیم. دقیقا دو سال بعد از عقد یعنی ۲۱ دی سال ۱۳۶۵ آقا کاظم به شهادت رسیدند.

در چه عملیاتی حضور داشتند و چه سالی به شهادت رسیدند؟
موقعی که ازدواج کردیم ایشان مرتب به جبهه می‌رفت. مسئولیت‌هایی داشتند، اما من از آن‌ها اطلاع نداشتم. بعد از شهادتش متوجه شدم. خودشان می‌گفتند به عنوان بسیجی در جبهه هستم. دوست و همرزمش شهید حمیدرضا نوبخت بود. روابطشان خیلی برادرانه و صمیمی بود. همسرم از ابتدای جنگ تحمیلی با گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران راهی سوسنگرد و هویزه شد. سال ۱۳۶۰ سه ماه در جبهه میمک در ارتفاعات کله‌قندی بود. در عملیات رمضان، بیت‌المقدس، والفجر ۶، قدس یک، دو، سه، کربلای‌یک، کربلای ۴، عملیات صاحب‌الزمان (عج) و عملیات کربلای ۵ حضور داشت. چندین بار در مناطق عملیاتی مجروح شد. یک بار در اثراصابت گلوله از ناحیه دست و پای چپ زخمی شد. بار دیگر در منطقه‌ای که بمب شیمیایی زده بودند از ناحیه چشم آسیب دید. در کربلای ۵ به عنوان فرمانده گردان موسی بن جعفر (ع) از لشکر ۲۵ کربلا حضور داشت و نهایتاً صبح روز ۲۱ دی ماه ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش کاتیوشا به گردنش به شهادت رسید.

از شهادتشان با شما حرفی می‌زدند؟
یک روز همراه کاظم در امامزاده ابراهیم بابلسر قدم می‌زدیم. با دستش به مزار شهدا اشاره کرد و گفت جای من همینجاست. با این حرف خبر شهادتش را داد.

موقع شهادتشان بچه‌ها چند ساله بودند؟
پسرم جواد ۹ ماهه بود. دخترم طاهره را یک ماهه‌و نیم باردار بودم که همسرم شهید شد. این بچه چند ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد.
شما با آن سن کم‌تان و با وجود یک نوزاد توراهی که داشتید چطور مانع جهاد همسرتان نمی‌شدید؟
زمان دفاع مقدس جامعه اینطور بود که حفظ دین، عشق به ولایت، پیمودن مسیر اهل بیت و دفاع از وطن فضای حاکم برجامعه بود. می‌دانستیم این مسیر حق است. به خاطر همین اعتقادات، من با اینکه ۲۱ ساله بودم و فرزند خردسال داشتم هیچ موقع مانع جبهه رفتن همسرم نشدم.

دوسالی که زندگی کردید ویژگی اخلاقی شهید را چطور شناختید؟
آقا کاظم مرد با شخصیتی بود. اگر اشکال یا رفتاری در منش‌های من بود با سکوتش می‌فهماند که اشکال کجاست. هیچ وقت عیبم را به رویم نمی‌آورد.

از شهادتشان چطور باخبر شدید؟
برادرشوهرم همان موقع در جبهه حضور داشت. ایشان خبر شهادت را اطلاع دادند. همسرم فرمانده برادرش بود. برادرشوهرم تعریف می‌کرد: وقتی موشک کاتیوشا آمد، کاظم به همه نیرو‌ها گفت خیز بردارند. همه روی زمین خیز برداشتند. اما همان لحظه ترکشی به گردنش اصابت کرد و به شهادت رسید. اول به خانواده همسرم خبر را اطلاع دادند. برادرشوهرم که جبهه بود ابتدا گفت کاظم مجروح شده است. خیلی دعا کردم به هوای اینکه مجروح شده است و امیدوار بودم حالشان خوب شود. اما کمی بعد گفتند که همسرم به شهادت رسیده است.

نبودن پدر را چطور برای بچه‌ها جبران کردید؟
بعد از شهادت همسرم برای اینکه خلأ پدر را برای بچه‌ها پرکنم، ایده‌ام این بود که باید در کنار خانواده پدرشان باشم تا شخصیت‌ها و منش‌های شهید را بیشتر حس کنند. بیشتر با خانواده شوهرم مأنوس بودم. با اینکه از اول ازدواج مستقل شده بودیم، اما بعد از شهادت همسرم دوباره کنار خانواده همسرم زندگی کردیم بعد خانه ساختم و مستقل شدیم. عنایت خدا را خیلی زیاد در زندگی‌ام دیدم.

طاهره علیزاده (دختر)
متولد چه سالی هستید؟ مادر می‌گفت شما موقع شهادت بابا هنوز به دنیا نیامده بودید.
بله، من متولد سال ۱۳۶۶ هستم. هفت ماه و نیم بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم. یک برادر بزرگ‌تر دارم که یک سال و نیم از من بزرگ‌تر است.

در مورد پدرتان از دیگران چه شنیدید؟
پدرم پاسدار بود. بیشتر عملیات‌ها حضور داشت. یکی از تأکیداتشان این بود که هیچ موقع تظاهر به پاسداری نمی‌کرد. لباس پاسداری نمی‌پوشید. می‌گفت این لباس تعهد و قداست خاصی دارد. اکثر اوقات جبهه بود. به مادرم می‌گفت اگر لباس پاسداری بپوشم همین قدر که مرا می‌بینی دیگر نمی‌بینی! یعنی با پوشیدن لباس پاسداری بیشتر به جبهه می‌رود. پدرم تنها جایی که لباس پاسداری پوشید برای عقدش بود. جلسه خواستگاری با مادرم صحبت کرد و گفت دوسال بیشتر زنده نیستم و دقیقاً دو سال بعد به شهادت رسید. برادرم ۹ ماهه بود و من جنینی یکماهه و نیمه بودم که پدرم شهید شد. مادرم خانه‌دار بود و همیشه می‌گوید هر چه دارم از همسرم است. پدرم دنبال خانم سیده برای ازدواجش بود که معلمشان واسطه ازدواج شدند. پدرم نسبت به اطرافیان خیلی احساس مسئولیت می‌کردند مانند اسمشان همیشه به معنای واقعی کظم غیظ داشت. موقعی که از جبهه می‌آمد به خانواده‌اش رسیدگی می‌کرد و مشکلات همرزمانش را برطرف می‌کرد. از زمان انقلاب در فعالیت‌های انقلاب بودند و در گروهک‌ها نفوذ می‌کرد.

پاسداری و رزمنده بودن پدرتان از کجا نشئت می‌گرفت؟
پدرم سه برادر و سه خواهر داشت. فرزند یکی مانده به آخر بود. پدربزرگم پلاژ داشت یعنی شیلات کار می‌کرد. مثل مردم عادی آن موقع زندگی معمولی داشتند. مقید به نماز و روزه بودند. از اول انقلاب همپای انقلابی‌ها بودند. عمو‌های من هم رزمنده بودند. اوایل جنگ پدرم نوجوان و تحت تأثیر خانواده بود. اما بعد راهش را از روی آگاهی انتخاب کرده بود. از روی نامه‌ها و نوشته‌هایش متوجه شدم به شناخت کافی رسیده بود که راه شهادت را انتخاب کرد. در وصیتنامه‌شان از مادرم به عنوان یک سید پاک نام بردند که صبوری کرد و با نبودن‌های پدرم کنار آمد. خودم را جای مادرم می‌گذارم می‌بینم سخت است خانم جوانی که فقط یک سال و نیم زندگی کرد و بعد از شهادت پدرم وفادارماند با آنکه ۲۱ ساله بود ازدواج نکرد و هر چه در توان داشت برای ما گذاشت تا خوب بزرگ شویم.

با نبود پدرتان چطور کنار آمدید؟
من برون‌گرا نبودم، بیشتر تودار بودم و غصه‌هایم را به مادرم انتقال نمی‌دادم. ولی برادرم دوست داشت پدرم برود مدرسه دنبالش و بهانه پدرم را می‌گرفت. هرچه بزرگ‌تر می‌شدیم خلأ نبود پدر را بیشتر حس می‌کردیم حتی الان که صاحب فرزند هستیم بچه‌هایمان خلأ پدربزرگشان را حس می‌کنند. اینکه دوست داریم پدر به عنوان بزرگ‌تر در جمع خانواده باشد. البته از نظر مادی و فیزیکی خلأ پدر احساس می‌شود، اما حضور معنوی شهید همیشه در زندگی ما وجود دارد. خیلی جا‌ها حضور پدرم را می‌دیدم اگر مشکلی بود با پدرم درددل می‌کردم حتی زمان ازدواجم از روح پدرم کمک خواستم که اگر به صلاح است اتفاق بیفتد.

سخن پایانی
من دوستانی دارم که همسر شهید مدافع حرم هستند. به آن‌ها می‌گویم سختی‌هایی که همسران شهدا در زمان دفاع مقدس کشیدند خیلی بیشتر بود. الان به استقلال خانم‌ها بیشتر بها می‌دهند. سختی‌های مادی دهه ۶۰ وجود ندارد، اما سختی روحی و خلأ نبود عزیزی که از دست دادند وجود دارد. مثلاً موقعی که پدرم شهید شد مادر ما باید دنبال نفت می‌رفت تا بخاری منزل روشن شود. یا در صف کوپن می‌ایستاد یا امکانات رفاهی مثل الان نبود. زمان دفاع مقدس اکثر جامعه شهید داده بودند و مردم درک بیشتری داشتند. گذشت مادرم را احساس می‌کردم. با اینکه خانواده پدرم خیلی از ما حمایت می‌کردند. پدرم فرمانده گردان موسی بن جعفر (ع) لشکر ۲۵ کربلا بودند. خیلی به پدرم پیشنهاد پست و مقام می‌دادند یا آن موقع زمین برای ساخت خانه می‌دادند، اما پدرم می‌گفت من زمین دو متری برای خودم خریدم کافیه منظورش قبر بود. دنبال مال و منال دنیا نبود.

,

حرکت اولین گروه زائران اربعین به کربلا آغاز شد

 

هرساله مردم شهرهای عراق از مسیرهای دور و نزدیک در آستانه اربعین حسینی با پای پیاده برای حضور در مراسم اربعین حسینی به سوی کربلا حرکت می‌کنند تا در روز اربعین و البته قبل از آن در این قطعه از بهشت حضور داشته و به زیارت ارباب مشرف شوند.

اکنون در حالی که حدود یک ماه تا اربعین حسینی باقی مانده است، برخی از زائران اربعین از شهرهای عراق کوله‌بار سفر بسته‌اند و با همراه داشتن پرچم‌هایی مزین به نام و القاب امام حسین (ع) و شهدای کربلا به سوی کربلا در حال حرکت هستند.

یکی از گروه‌های زائران اربعین که هر ساله به زیارت امام حسین (ع) مشرف می‌شوند، زائران شهر بصره هستند که حدود یک ماه قبل از اربعین حسینی حرکت خود را آغاز می‌کنند تا در ایام اربعین به کربلا برسند.از بصره تا کربلا حدود ۵۲۰ کیلومتر است که زائران برای رسیدن به حرم امام حسین (ع) در اربعین از روزهای اخیر حرکت خود را آغاز کرده‌اند تا با پای پیاده بیش از ۵۰۰ کیلومتر را طی کنند و با سایر زوار همراه شوند.اربعین پنجم مهرماه است و زائران ایرانی با توجه به اینکه دولت عراق و ایران اظهار نظر خاصی در زمینه اربعین نداشته است، در انتظار برقراری سفر اربعین هستند. البته مسؤولان ایرانی برای اعزام زوار با رعایت نکات بهداشتی برنامه‌ریزی منظمی کرده‌اند که اعلام رسمی آن منوط به پذیرش زائر خارجی از سوی عراق است.

,

بیانیه ۲۱ مداح معروف

بیانیه 21 مداح معروف

 

متن بیانیه به شرح زیر است.

هیئات حسینی و جامعه ستایشگران آل‌الله، همواره در صف اول خدمت به مردم و رفع مشکلات آن‌ها بوده و هستند. مضاعف بر آن، در ایام شیوع ویروس منحوس کرونا اثبات کردند که خادمان امام حسین علیه‌السلام با اقتدا به مولای خویش، با همه توان خود برای حل  مشکلات نیازمندان و صدمه دیدگان ناشی از بحران کرونا در میدان حاضر هستند و نهضت عظیم مواسات را رقم زدند.

تعظیم شعائر حسینی برای همه ما اولویت جدی دارد، اما همان‌طور که در سال گذشته هیأت‌ها حماسه‌ای ماندگار آفریدند، امسال نیز با وجود همه سختی‌هایی که برپایی یک هیأت در شرایط فعلی دارد، در لبیک به فرمان رهبر حکیم انقلاب و نظر مراجع عظام، با تمام توان خود سختگیرانه برای حفظ سلامت مردم و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، در کنار اقامه عزای حسینی اقدام خواهیم کرد.

همچنین درکنار رعایت پروتکل‌ها برای حمایت از کادر درمان در این شب‌های عزیز با توسل به سیدالشهدا «ع» در مجالس حسینی برای شفای همه بیماران دعاگو و متوسل می‌شویم.

در پایان از همه هیئات و ذاکران معزز می‌خواهیم ذره‌ای در حفظ سلامت مردم و رعایت شیوه‌نامه‌ها کوتاهی نکنند.

اسامی افرادی که این بیانیه را امضا کرده‌اند به شرح زیر است.

حاج منصور ارضی
حاج سعید حدادیان
حاج غلامرضا سازگار
حاج علی انسانی
حاج ماشاءالله عابدی
حاج محمدطاهری
حاج حسین سازور
حاج سید مجید بنی فاطمه
حاج صادق آهنگران
کربلائی نریمان پناهی
حاج محسن طاهری
حاج مهدی سلحشور
کربلائی جواد حیدری
کربلائی سید رضا نریمانی
حاج میثم مطیعی
کربلائی مهدی رسولی
کربلائی محمدرضا بذری
حاج امین مقدم
کربلائی مسعود پیرایش
کربلائی حسین طاهری
کربلائی محمدحسین حدادیان

,

اعمال ماه محرم و اعمال دهه اول ماه محرم

اعمال-ماه-محرم

اعمال ماه محرم از شب و روز اول ماه محرم تا روز دهم، روز عاشورا در کتاب مفاتیح الجناح ضیخ قمی به دو بخش اعمال خاص و اعمال روزها تقسیم می شود که در زیر برایتان شرح می دهیم.

اعمال ماه محرم

ضرت امام رضاعلیه السلام روایت استکه چون ماه محرّم داخل می شد پدرم را کسی خندان نمی دید و اندوه و حُزن پیوسته بر او غالب می شد تا روز دهم چون روز عاشورا می شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می فرمود امروز روزی است که حسین علیه السلام شهید شده است.

اعمال شب و روز اول ماه محرم

۱ – دعای اول ماه محرم:یکی از اعمال مهم ، دعای اول ماه است و به جهت اینکه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهای قبل از وقت نیز تاثیر خاصی در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تاثیر زیادی در سلامتی و دوری از آفات دینی و دنیایی آن سال و بهبودی حال و بدست آوردن نیکیها دارد. و دعایی که برای اول ماه در اقبال روایت شده دعای بسیار مفیدی برای مطالب مذکور است.
۲ – شب اول محرم : بعضی از نمازهایی را که در این شب وارد شده به مقدار حال و توانایی خود خوانده – حداقل دو رکعت نمازی را که شامل حمد و یازده بار “قل هو الله احد” است ، بعد از آن دعایی را که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده بخواند و فردای آن روز را روزه بگیرد.
در روایت آمده است :کسی که چنین عملی را انجام دهد، مانند کسی است که بمدت یک سال کارهای خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

اعمال شب و روز اول ماه محرم

نماز و اعمال شب و روز اول محرم

 شب اوّل سیّد در اقبال برای این شب چند نماز ذکر فرموده :

اوّل : صد رکعت در هر رکعت حمد و توحید بخواند.

دوّم : دو رکعت در رکعت اوّل حمد و انعام و در دوّم حمد و یَّس.

سوّم : دو رکعت در هر رکعت حمد و یازده قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ در روایت است از حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَاله که هر که در این شب این دو رکعت نماز را بجا آورد و صبحش را که اوّل سال است روزه بدارد مثل کسی است که تمام سال را مُداومت به خیر کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بمیرد به بهشت برود.

و نیز سیّد برای هلال این ماه دعاء مَبْسُوطی ذکر فرموده و اگر ممکن شود احیا بدارد این شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل.

بدانکه اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است :

اوّل : روزه است و در روایت رَیّان بن شبیب از حضرت امام رضاعلیه السلام مرویست که هر که در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعای او را مستجاب کند چنانکه دعای زکریّا را مستجاب نمود.

دوم : از حضرت امام رضا علیه السلام منقولست که حضرت رسول صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله روز اوّل محرم دو رکعت نماز می کرد و چون فارغ می شد دستها را بلند می کرد و این دعا را سه دفعه می خواند.
اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَدیمُ وَهذِهِ سَنَهٌ
خدایا تویی معبود ازلی و این سال
جَدیدَهُ فَاَسْئَلُکَ فیهَاالْعِصْمَهَ مِنَالشَّیْطانِ وَالْقُوَّهَ عَلی هذِهِ النَّفْس
تازه است از تو خواهم در این سال نگهداریم را از شیطان و نیروی بر این نفس
الاْمّارَهِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنی اِلَیْکَ [یاکَریمُ] یا ذَاالْجَلال
که پیوسته به گناه فرمان می دهد و سرگرمی بدانچه مرا به تو نزدیک کند ای صاحب جلالت

ذکر، نماز و اعمال ماه محرم در شب و روز اول محرم

وَالاِْکْرامِ یا عِمادَ مَنْ لا عِمادَ لَهُ یا ذَخیرَهَ مَنْ لا ذَخیرَهَ لَهُ یا حِرْزَ

و بزرگواری ای تکیه گاه کسی که تکیه گاهی ندارد ای ذخیره آنکس که ذخیره ندارد ای پناهگاه
مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یا غِیاثَ مَنْ لا غِیاثَ لَهُ یا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یا کَنْزَ

آنکس که پناهگاهی ندارد ای فریادرس آنکس که فریادرسی ندارد ای پشتیبان آنکس که پشتیبانی ندارد ای گنج
مَنْ لا کَنْزَ لَهُ یا حَسَنَ الْبَلاَّءِ ی ا عَظیمَ الرَّج اَّءِ ی ا عِزَّ الضُّعَف آءِ ی ا مُنْقِذَ

آنکس که گنجی ندارد ای که آزمایشت نیکو است ای بزرگ مایه امید ای عزت بخش ناتوانان ای نجات بخش

 الْغَرْقی یا مُنْجِیَ الْهَلْکی یا مُنْعِمُ یا مُجْمِلُ یا مُفْضِلُ یا مُحْسِنُ

غریقان ای خلاص کننده هالکان ای نعمت بخش ای زیباپرور ای فزون بخش ای نیکوده
اَنْتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ

تویی که سجده کرد (و به کمال خضوع درآمد) برایت سیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و شعاع
الشَّمْسِ وَدَوِیُّ الْمآءِ وَحَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللّهُ لا شَریکَ لَکَ اَللّهُمَّ

خورشید و صدای ریزش آب و بهم خوردن درخت ای خدایی که شریک نداری خدایا
اجْعَلْنا خَیْراً مِمّا یَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لا یَعْلَمُونَ وَلا تُؤ اخِذْنا بِما

قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان کنند و بیامرز از ما آنچه را که نمی دانند و مگیر ما را بدانچه
یَقُولُونَ حَسْبِیَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ

گویند بس است مرا خدا معبودی جز او نیست بر او توکل کنم و او است پروردگار عرش
الْعَظیمِ امَنّا بِهِ کُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَما یَذَّکَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا

عظیم ایمان داریم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگیرند جز خردمندان پروردگارا
لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ

منحرف مساز دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی و ببخش به ما از پیش خود رحمتی که براستی تویی بخشایشگر

 شیخ طوسی فرموده که مستحب است روزه دهه اوّل محرم ولکن روز عاشورا امساک نماید از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن وقت بقدر کمی تربت تناول نماید و سیّد روایت کرده فضیلت روزه تمام ماه را و آنکه روزه او نگه میدارد صائم آن را از هر گناهی.

اعمال ماه محرم در دهه اول

اعمال ماه مرحم در روز سوم

روز سوّم روزی است که حضرت یوسف علیه السلام از زندان بیرون شده هرکه آن روز را روزه دارد آسان فرماید حق تعالی بر او کارهای مشکل را و برطرف کند از او اندوه را و در روایت نبوی صَلَّی اللَّهِ عَلِیهِ وَاله است که دعایش مستجاب شود.

اعمال روز تاسوعا ماه محرم

روز نهم روز تاسوعا است از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود تاسوعا روزی بود که جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عُمر سعد خوشحال شدند به سبب کثرت سپاه و بسیاری لشکر که برای آنها جمع شده بود و جناب امام حسین علیه السلام و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مَدَد نخواهند نمود پس فرمود پدرم فدای آن ضعیف غریب.

۴ – روایت شده: مستحب است تمام ماه را روزه بگیرد. و در مورد روزه روز تاسوعا و عاشورا روایت مخصوص داریم اما احتیاط این است که روز عاشورا را روزه نگیرد ولی از خوردن و آشامیدن تا عصر خودداری نماید و آنگاه چیزی بخورد یا بیاشامد به جهت این که امام حسین علیه السلام و یاران حضرت در عصر از غصه های این دنیای پست رهایی یافتند و در هنگام عصر سعادتمند شده و به مطلوب خود که عبارت بود از دیدار خداوند بزرگ، رسیدند. و شاید به همین جهت است که دوستان عزادار آن حضرت علیه السلام در عصر این روز غم و غصه آنها کاهش پیدا کرده و از بین می رود.

اعمال ماه محرم و اعمال دهه اول ماه محرم

سایر اعمال مخصوص ماه محرم در دو روز اول

دو نکته
الف –در سایر اعمال شب و روز عاشورا، از قبیل نمازها و دعاهای آن – غیر از زیارتها و نمازهای آن – اشکالهایی وجود دارد. و ممکن است این اعمال ساخته و پرداخته مخالفین شیعه باشد. مواردی مانند استحباب سرمه کشیدن و غیر آن ؛ و حتی اگر از معصومین علیهم السلام نیز روایت شده باشد، باز هم انجام مراسم عزاداری و صلوات فرستادن بر امام علیه السلام و اصحاب او و لعنت نمودن کشندگان آنها بهتر از انجام چیزهایی است که در آن روایات وارد شده است. زیرا در روایت بر این اعمال نیز تاکید شده است.

ب – از چیزهایی که عقل آنها را همراه با زیارت آن حضرت علیه السلام لازم می داند، زیارت اهل بیت و یاران شهید اوست؛ بخصوص با زیارتهایی که وارد شده است.

,

معجزه‌ای که شهید زین‌الدین دید

شهید زین‌الدین

 

سردار شهید مهدی زین الدین فرمانده لشکر علی بن ابیطالب (ع) بعد از عملیات خیبر از معجزه‌ای در جزیره مجنون سخن گفت.

آنچه در ادامه می خوانید، سخنان منتشر نشده از سردار شهید مهدی زین‌الدین است

امروز هم ما با نیروهایی که داشتیم در جزیره ما به شدت مقابله کردیم، وقتی که دیگر نه مهماتی در دسترس بود و نه نیرویی؛ از بعضی جاها هم نیروهای ما در محاصره دشمن قرار گرفته بودند و کلاً یک خط توی دست ما مانده بود که تقریباً شصت ، هفتاد نفر نیرو داخلش بود که سه، چهار کیلومتر چپ و راستش باز بود، ولی ما مشاهده کردیم که آن چنان خداوند رعب در دل دشمن انداخته است و شاید ملائکه الله در آن فضاهای خالی زیاد با دشمن می‌جنگیدند که ما شصت نفر در مقابل سیل انبوه تانک‌های دشمن و نفرهای دشمن می‌توانستیم مقاومت بکنیم و دشمن فقط متوجه ما شصت نفر بود و هر چه می‌خواست تصرق بکند، نتوانست. در صورتی که خیلی راحت می‌توانست از راست یا از چپ  نیروها را دور بزند و همه ما را به اسارت بگیرد.

درباره عملیات

عملیات خیبر در منطقه سوسنگرد (طلائیه تا بستان) با رمز یا رسول‌ الله (ص) از سوم تا بیست‌ودوم اسفند ماه سال ۶۲ انجام شد. رزمندگان اسلام در جبهه جنوبی هورالهویزه در میدان رزم حضور داشتند که هدف عملیات تصرف هورالهویزه و جاده بصره- العماره و تهدید بصره از سمت شمال  بود که با فرماندهی مشترک سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شد. در عملیات خیبر ۲۴۶ گردان پیاده، ۳۷ گردان زرهی، ۷ گردان توپخانه حضور داشتند که توانستند ۱۲۲ گردان پیاده، ۲۹ گردان زرهی، ۲۳ گردان مکانیزه، ۱۴ گردان کماندو، ۴ گردان گارد جمهوری رژیم بعث را درگیر کنند.

آزادسازی ۱۰۰۰ کیلومترمربع در منطقه هور و ۱۸۰ کیلومترمربع درجزایر مجنون و طلائیه. آشکار ساختن لزوم ایجاد، تقویت و توسعه یگان‌های دریایی برای انجام عملیات‌های آبی، خاکی، زمینه سازی عملیات‌های بدر، والفجر ۸، کربلا ۳، ۴ و ۵ و همچنین زمینه‌ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران از نتایج عملیات بود. در عملیات خیبر ۱۵ هزار نفر از نیروی عراقی کشته شدند و هزار و ۱۴۰ نفر از آن‌ها به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. خسارات دشمن شامل انهدام ۶ هواپیما، ۹ هلی‌کوپتر، ۱۵۰ تانک و نفربر و ۲۰۰ خودرو بود و ایران نیز توانست ۱۰ دستگاه تانک و نفربر و ۶۰ دستگاه ماشین‌آلات مهندسی را به غنیمت بگیرد.

,

غدیر در بیان آیت الله بهجت(ره)

آیت الله بهجت(ره)

 

عید غدیر به منزله عید بزرگ شیعیان و اعلام امامت حضرت امیرالمؤمنین امام علی (ع) را باید به حق بزرگ‌ترین و باشکوه‌ترین عید در جهان دانست؛ چراکه با اعلام ولایت، اسلام به کمال ابلاغ شد و بعد از آن روز هیچ بهانه و حجتی برای مردم در طول تاریخ باقی نماند که بگویند حق را ندیدیم و نشناختیم. بلکه در آن روز که به وسعت همه روزها در جهان گسترده شد، پیام حق و اسلام ابلاغ شده و امام و پیشوا در جهت یکتاپرستی و وحدانیت، برای کل جهانیان معرفی شد.

این مجموعه امرور نکات ارزشمندی از بیانات گهربار آیت‌الله العظمی محمدتقی بهجت رحمه‌الله علیه، به آموزه‌های غدیر در کلام این عالم بزرگ و عبد صالح خدا پرداخته است.

لازم به توضیح است که این بخش از سخنان ارزشمند آیت‌الله العظمی بهجت رحمه‌الله علیه، به تائید دفتر معظم‌له رسیده است.

فضائل امام علی علیه السلام شرق و غرب عالم را پر کرده است

خلیل (عالم و ادیب بزرگ) یک شخص عجیب و غریبی بوده است. در بین سنی و شیعه، مثل این ادیب پیدا نشده است، هیچ. از او سؤال کردند: «دلیل بر اینکه حضرت علی علیه السلام امام همگان در همه امور است چیست؟» گفت: «احتیاج همگان به او در همه امور، و بی‌نیازی او از همگان در همه کارها.»

او می‌گوید: «علی بن ابی‌طالب، دوستانش فضائلش را از ترس مخفی کردند و دشمنانش فضائلش را از روی حسد مخفی می‌کردند. مع‌ذلک فضائلش، شرق و غرب عالم را پر کرده است.»

چندین روایت ناب از اهل تسنن درباره امیر مؤمنان علیه السلام

عده‌ای از روایاتی که عامه در فضل حضرت امیر علیه السلام نقل کرده‌اند در درجه اول و اعلی قرار دارد، نظیر: «أَنْتَ مِنی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلا أَنهُ لا نَبِی بَعْدی؛ تو نسبت به من به منزله هارون به حضرت موسی علیهماالسلام هستی، تنها با این تفاوت که بعد از من پیامبری نخواهد بود.»

و نیز روایت طیر مشویّ: «أَللهُم! آتِنی بِأَحَب خَلْقِک إِلَیک یأْکلُ مَعِی مِنْ هذَا الطیرِ فَجاءَ عَلِی؛ خداوند، محبوب‌ترین اشخاص در نزد خود را حاضر کن تا این پرنده را همراه با من بخورد… ناگاه علی علیه السلام فرارسید.»

و نیز روایت: «أَنَا مَدینَهُ الْعِلْمِ وَ عَلِی بابُها؛ من شهر علم هستم و علی علیه السلام درب آن است.»

همچنین این روایت که صاحب صواعق محرقه آن را از کتب خودشان نقل می‌کند و سند آن را هم به خلیفه اول می‌رساند که حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: «مَنْزِلَهُ عَلِی مِنی مِثْلُ مَنْزِلَتی مِنْ رِبی؛ مقام و منزلت علی علیه السلام نسبت به من، همانند منزلت من نسبت به پروردگارم است.»

و نیز این حدیث از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم در روز غدیر خم: «أَلَسْتُ أَوْلی بِکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ؟ قالُوا: بَلی. قالَ صلی‌الله علیه و آله و سلم: مَنْ کنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِی مَوْلاهُ. أَللهُم والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ؛ آیا من نسبت به جان شما سزاوارتر نیستم؟ عرض کردند: بله. فرمود: هرکس من به او ولایت دارم و مولای اویم، این علی علیه السلام مولای او است. خداوندا، هرکس که او را مولای خود بداند و دوست دارش باشد و دوستش بدار و هر کس با او دشمنی ورزد دشمنش باش.»

همه را نقل می‌کنند و درباره روایت اخیر می‌گویند: اگر مقصود رسول اکرم صلی‌الله علیه و آله و سلم خلافت بود، قطعاً می‌فرمود: علی علیه السلام خلیفه و جانشین من است!

برترین عید اسلام

به حسب ظاهر آیا می‌شود انسان بگوید [عید غدیر] عیدی است که در عیدیت بالاتر از همه این اعیاد باشد؟ چطور می‌شود که بالاتر از همه این اعیاد باشد؟ با اینکه آن‌ها عید اسلامی‌اند، این عید تشیع است، عید وصایت است، عید ولایت است.

چطور این بالاتر شد؟ به اعتبار آن که: «چون که صد آمد، نود هم پیش ماست.» به اعتبار این که کسی که قائل به ولایت است، قائل به اسلام است و لاعکس. کسی که این روز را عید بداند، آن سه تا (عید قربان، فطر و روز جمعه) را هم عید می‌داند، لاعکس. و از طرفی، خاص بالاتر از عام است.

,

آداب و فضیلت شب و روز عید قربان

عید قربان

 

روز دهم ذی‌الحجه مصادف با عید قربان از مهم‌ترین اعیاد مسلمانان در کنار عید فطر و غدیر شمرده می‌شود. این عید در روایات به «عِیدِ الْأَضْحَى‏» هم مشهور است؛ یعنی عیدی که در اوج نورانیت (أضحی) قرار دارد. امام سجاد در دعای خویش این روز را روزی مبارک معرفی کردند که مسلمانان به خاطر نیازهایشان به درگاه خداوند روی می‌آوردند. در این فراز می‌خوانیم «اللّهُمَّ هذا یَومٌ مُبارَکٌ مَیمونٌ ، وَ المُسلِمونَ فیهِ مُجتَمِعونَ فی أقطارِ أرضِکَ ، یَشهَدُ السّائِلُ مِنهُم وَالطّالِبُ وَالرّاغِبُ وَالرّاهِبُ ، وأنتَ النّاظِرُ فی حَوائِجِهِم» یعنی پروردگارا، این روز، روزى بابرکت و خجسته است و مسلمانان در این روز، از اطراف زمین تو گرد آمده‌اند. خواهنده، جوینده، امیدوار و بیمناک، همه حاضرند و تو، به نیازهایشان مى‌نگرى

اهمیت این عید به قدری زیاد است که اهل‌بیت نماز این روز را از واجبات معرفی کردند و فرمودند «صَْلاهُ الْعِیْدِینِ فَریضَهٌ؛ نماز عید فطر و قربان واجب است.» (استبصار، ج۱، ص۴۴۳) اما فقها این نماز در عصر غیبت را به استناد روایت امام باقر که فرمود «لَا صَلَاهَ یَوْمَ الْفِطْرِ وَ الْأَضْحَی إِلَّا مَعَ إِمَام؛ نماز دو عید باید همراه با امام باشد»، واجب نمی‌دانند. از این جهت است که خود پیامبر و ائمه طاهرین آدابی را برای بهره‌مندی بیشتر شیعیان خویش از نور این ایام بیان فرمودند که بخش‌هایی از آن را در کتب ادعیه علما می‌یابیم.

الف) شب عید قربان

۱- زیارت امام حسین علیه‌السلام
۲- خواندن دعای «یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّهِ» که در شب جمعه هم وارد شده است.

ب) روز عید قربان

روز دهم ذیحجه که روز عید قربان می باشد بسیار روز شریفی است و برخی از اعمال آن عبارت است از:

۱- غسل
غسل در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء نیز آن را واجب دانسته‎اند.

۲- دعا
خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن از جمله دعای ندبه و دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه که اوّل آن «اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ» است و دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: «یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ».

۳- نماز
نماز عید قربان دو رکعت است: در رکعت اول، بعد از خواندن حمد و سوره، باید پنج تکبیر بگوید، بعد از هر تکبیر یک قنوت بخواند، بعد از قنوت پنجم، تکبیر دیگری بگوید، به رکوع رود، دو سجده بجا آورد، برخیزد و در رکعت دوم چهار تکبیر بگوید، بعد از هر تکبیر قنوت بخواند و تکبیر پنجم را بگوید، به رکوع رود، بعد از رکوع دو سجده کند، تشهّد بخواند و نماز را سلام دهد. در روز عید قربان مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

نماز عید، سورهٴ مخصوصی ندارد، امّا بهتر است در رکعت اول آن، سورهٴ شمس و در رکعت دوم، سورهٴ غاشیه یا در رکعت اول سوره «سبح اسم» و در رکعت دوم سوره «شمس» را بخوانند.

همچنین در قنوت نماز عید قربان، هر دعا و ذکری خوانده شود کافیست، امّا بهتر است این دعا خوانده شود:

اللّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمهِ وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَهِ وَ أهْلَ التَقّویٰ وَالمَغْفِرَه، أسْئَلُکَ بَحَقِّ هدا الْیوَمِ الّذی جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّیٰاللهُ عَلیْه وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ مَزیداً، أن تُصَلّی عَلیٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلنی فی کُلِّ خَیْرٍ أدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ، صَلَوٰاتُکَ عَلَیُهِ وَ عَلَیْهِمْ، اللّهُمَّ إنی أسْئَلَکَ خَیرَ مٰا سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِکَ مِمّا اسْتَعاذَ عِبادُکَ الْمُخْلِصوُنَ

«خدایا ای اهل بزرگی و عظمت و ای شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و ای شایسته عفو و رحمت و ای شایسته تقوا و آمرزش از تو خواهم به حق این روزی که قرارش دادی برای مسلمانان عید و برای محمّد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرف و فزونی مقام که درود فرستی بر محمّد و آل محمّد و درآوری مرا در هر خیری که درآوردی در آن خیر محمّد و آل محمّد را و برونم آری از هر بدی و شری که برون آوردی از آن محمّد و آل محمّد را که درودهای تو بر او و بر ایشان باد. خدایا از تو خواهم بهترین چیزی را که درخواست کردند از تو بندگان صالحت و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند ازآن بندگان صالحت.»

۴- تکبیر

خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. که این تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است:

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ و لِلّه الْحَمْدُ اللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَهِ الاْنْعامِ وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند) و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را.

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.

۵- قربانی کردن

یکی از اعمال این عید بزرگ که  سنت  مؤکد نیز است، قربانی کردن است که مختص به حاجیان نبوده بلکه همه مسلمانان بسته به استطاعت مالی خویش می‌توانند قربانی کنند.

در منابع روایی، روایاتی از معصومین علیهم السلام نقل شده است که اشاره به جملات دعا گونه ایشان هنگام ذبح قربانی دارد. شیخ طوسی در یکی از کتاب های خود نقل کرده است که: رسول خدا صلوات الله علیه هنگام ذبح قوچی فرمودند: «اللهمّ تقبّل من محمّد و آل محمّد و من امّه محمّد؛ خدایا این قربانی را از من محمد و آل محمد و هم چنین امت محمد قبول فرما!»

,

برخی فضائل عرفه در بیان معصومین

عرفه

 

روز عرفه از شریف‌ترین و پر برکت‌ترین ایام سال است که خداوند آن را فرصتی برای استغفار و توبه بندگان خویش قرار داده است. هرچند یکی از آداب مخصوص حاجیان، وقوف در عرفات در روز نهم ذی‌الحجه یعنی مصادف با روز عرفه است، اما برکات این روز منحصر در آن سرزمین نیست بلکه کل مؤمنان در هر جای عالم که باشند، می‌توانند از ثمرات این روز بهره ببرند.

از جمله ثمرات این روز که روایات بر آن تصریح دارند، آزادی بندگان خدا از آتش (جهنم یا اعمال) است؛ در این باره رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود «ما مِن یَومٍ أکثَرَ أن یُعتِقَ اللَّهُ فِیهِ عَبدَاً مِنَ النّارِ مِن یَومِ عَرَفَهَ»؛‌ یعنی  خداوند در هیچ روزی به اندازه روز عرفه، بندگان را از آتش دوزخ نمی‌رهاند. همچنین امام صادق در روایتی، این روز را از جهت مغفرت الهی،  هم‌پای ماه مبارک رمضان معرفی کرده، فرمود «مَن لَم یُغفَرْ لَهُ فی شهرِ رمضانَ لَم یُغفَرْ لَهُ إلى مِثلِهِ مِن قابِلٍ إلاّ أن یَشهَدَ عَرَفَهَ؛ کسى که در ماه رمضان آمرزیده نشود، تا رمضان آینده آمرزیده نشود، مگر آن که در عرفه حاضر شود.» (الکافی (ط – دارالحدیث)، ج‏۷، ص۳۸۰)

از این جهت است که پیامبر و ائمه معصومین علیهم‌السلام توصیه‌های متعددی در پاسداشت شب و روز عرفه به شیعیان خویش داشته‌اند و خود نیز اهتمامی جدی نسبت به این ایام داشتند؛ هرچند شب و روز عرفه از اهمیت بالایی برخوردار است،‌ اما ظهر عرفه تا مغرب حائز اهمیت است، همچنان که بر اساس احکام حج، حاجیان از ظهر روز نهم ذى حجه تا مغرب همان روز در عرفات وقوف می‌کنند و به اعمال و آداب این روز می‌پردازند.

همچنین امام سجاد (ع) در روایتی فرمود

«زمانی که شامگاه عرفه فرا مى‏‌رسد، خداوند گروهى از فرشتگان خود را به آسمان زمین فرو مى‏‌فرستد و به آنان مى‏‌فرماید: به این بندگان من بنگرید که خاک آلوده و ژولیده پیش من آمده‌‏اند. پیامبرى به سوى ایشان فرستادم که او را تصدیق کردند، سپس قصد خانه من کردند و دعا کردند و مرا فرا خواندند و نیاز خواستند. گواه باشید که سزاوار است امروز پاسخ ایشان را بدهم.  همانا نیکوکاران آنان را شفیع بدکارانشان قرار دادم، و از نیکوکاران شفاعت ایشان را پذیرفتم و از عرفات کوچ مى‏‌کنند در حالى که خطاهاى ایشان آمرزیده است. سپس به دو ملک فرمان مى‏‌دهد بر دو سوى گردنه بایستند، هر یک از ایشان یک طرف مى‏‌ایستد و مى‌‏گویند: پروردگارا، به سلامت دار و به این جهت است که هیچ به زمین افتاده و دست‏ و پا شکسته‏‌اى نمى‌‏بینى‏؛ إِنَّهُ إِذَا کَانَ یَوْمُ عَرَفَهَ قَالَ اللَّهُ لِمَلَائِکَهِ سَمَاءِ الدُّنْیَا انْظُرُوا إِلَى عِبَادِی أَتَوْنِی شُعْثاً غُبْراً إِنَّ حَقّاً عَلَیَّ أَنْ أُجِیبَهُمْ أُشْهِدُکُمْ أَنِّی قَدْ شَفَعْتُ مُحْسِنَهُمْ فِی مُسِیئِهِمْ وَ قَدْ تَقَبَّلْتُ مِنْ مُحْسِنِهِمْ فَلْیُفِیضُوا مَغْفُوراً لَهُمْ ثُمَّ یَأْمُرُ مَلَکَیْنِ بِالْمَأْزِمَیْنِ هَذَا مِنْ هَذَا الْجَانِبِ وَ هَذَا مِنْ هَذَا الْجَانِبِ یَقُولَانِ اللَّهُمَّ سَلِّمْ فَمَا یَکَادُ یَرَى صَرِیعاً وَ لَا کَسِیراً.» (النوادر(للأشعری)، ص: ۱۳۹)

,

۶ روایت از «اسطوره دفاع مقدس» که تاکنون نشنیده‌اید

احمد متوسلیان

 

جنگ و صلح بخش قابل توجهی از زندگی بشر را تشکیل می‌دهد و هر یک از این کلمات دارای مفاهیم و طبقه‌بندی مختلف هستند. در عین حال جنگ تجلی‌گاه اراده‌ها و در بردارنده آموزه‌های فراوانی است.

تحقیق و مطالعه درباره فراز و نشیب‌ها و تحولات این واقعه حاوی اطلاعات ارزشمندی است که موشکافی آن کمک زیادی به شناخت وجوه مختلف این پدیده عبرت‌آموز می‌کند و موجبات انتقال تجارب و میراث گرانبهای آن به آیندگان را فراهم می‌کند. بی‌تردید چنین ره‌یافتی متضمن تبیین ابعاد و فرهنگ دفاع مقدس و ارزش‌های منبعث از آن است که می‌تواند قوام بخش انقلاب اسلامی در عرصه‌های جنگ و صلح باشد.

یکی از این ابعاد حضور افراد شایسته ‌ای است که تجلی اراده بوده‌اند و صحنه جنگ مهمترین عامل برای شناخت این اراده‌ها به شمار می‌رود. چراکه در صحنه نبرد و کارزار است که جوهره افراد شناخته و محک می‌خورد. در این آوردگاه می‌بینیم که افراد شاخصی با توانایی‌هایشان وارد صحنه نبرد می‌شوند و نقش تعیین کننده‌ای در نتیجه کارزار ایفا می‌کنند.

«…..یکی از این افراد شاخصی که در این نبردها تعیین کننده بوده و رشادت‌های فراوانی از خود نشان داده است، حاج احمد متوسلیان بود که یاد و آوازه او همچنان در یاد و خاطره همرزمانش و مردم متعهد ایران اسلامی موج می‌زند. هرچند که او علاقه‌ای به قهرمان‌پروری نداشت و راغب نبود که نام و یادش روی زبان‌ها چرخیده شود. کمااینکه در روایت‌هایی که در سطور ذیل ارائه شده است، این موضوع به اثبات می‌رسد.

ما باید از این مردها درس‌هایی بیاموزیم و تجارب آنها را به آیندگان منتقل کنیم چراکه در دوران دفاع مقدس و به منظور حفظ استقلال و امنیت سرزمینی، کشور ما تجارب خون آلودی را پشت سر گذاشته است و باید به این نکته توجه داشت که این افراد هیچگونه علاقه‌ای به جنگ افروزی و جنگ طلبی نداشته‌اند اما زمانی که پای در این عرصه گذاشتند با ابتکارات و خلاقیت‌هایی که داشتند، حضور یافتند و نقش تعیین کننده‌ای ایفا کردند….»

این جملات بخشی از گفتگوی با امیر رزاق‌زاده پژوهشگر و نویسنده جنگ ایران و عراق و راوی حاج احمد متوسلیان در دوران دفاع مقدس، است که در ادامه متن کامل آن را بخوانید:

روایت نخست/فراتر از اسطوره

روایت نخست به وجهه شخصیتی ایشان باز می‌گردد؛ او به هیچ وجه به دنبال نام و آوازه و قهرمان شدن نبود. در عملیات بیت‌المقدس بعد از انجام مرحله دوم عملیات به خط مرزی منتقل شده و دچار گره و توقف شده بود و فرماندهان در حال طراحی طرح مانور مناسبی برای آزادسازی خرمشهر به عنوان نماد ایستادگی رزمندگان بودند. با وجودی که با ورود به خرمشهر و آزادی آن افراد زیادی به دنبال ثبت نام و آوازه‌شان در تاریخ سترگ این مرز و بوم بودند، در بین فرماندهان تیپ ۲۷ محمد رسول الله اتفاقات دیگری رقم خورد که دانستن آن خالی از لطف نیست.

در طراحی مانور اولیه مرحله آخر عملیات، پیش‌بینی شده بود که تیپ ۲۷ محمد رسول الله (ص) که در واقع تیپ بسیار قوی و قدری بود وارد خرمشهر شود؛ به هر حال تیپی بود که از مرکز کشور آمده بود و با این کار می‌توانست افتخار بزرگی در تاریخ برای مردم و فرماندهانش ثبت کند اما حاج احمد متوسلیان همزمان با ابلاغیه اولیه طرح مانور صریحاً مخالفت خود را در جلسه داخلی تیپ که با شهید همت و هم قطارانش داشتند، اعلام کرد و گفت من به قرارگاه کربلا می‌روم و طرح مانور را تغییر می‌دهم. چرا که من به دنبال قهرمان شدن نیستم. من می‌خواهم پنجه در پنجه دشمن بیندازم و گلوگاه آنها را ببندم و از ورود قوای کمکی دشمن به خرمشهر جلوگیری کنم.

منطقه مورد نظر حاج احمد، شلمچه بود که لشگرها و نیروهای قدر و توانمند بعثی‌ها که عمدتا یگان‌های زرهی و مکانیزه بودند در آنجا حضور داشتند. بالاخره حاج احمد رفت و طرح مانور را تغییر داد.

به خاطر دارم شهید صیاد شیرازی، قبل از شهادتش در جلسه‌ای این موضوع را مطرح می‌کردند که طرح مانور مرحله آخر بیت المقدس با نظر فرماندهان دائم تغییر می‌کرد و این تغییرات عمدتا معطوف به نظرات حاج احمد متوسلیان بود و من و آقای محسن رضایی در جلسات بیشتر چشم مان به دهان متوسلیان بود تا نظر نهایی را بگوید و طرح را تصویب و اجرا کنیم.

نهایتا همان طرح نهایی مد نظر حاج احمد تصویب شد که بر اساس آن تیپ محمد رسول الله(ص) از سمت راست نهر عرایض به سمت شلمچه تا نهر خَیّن و اروند رود حرکت کند؛ در آنجا کارزار سختی در گرفت. در زمان مصاحبه‌ام با رزمندگان، شهید موحد روایت می‌کرد که با توجه به از دست دادن یک دست تا آرنج اسلحه‌اش را با دست قطع شده نگه می‌داشت و بر روی تانک می‌رفت و در را باز می‌کرد و با کمک دندان ضامن نارنجک را می کشید و آن را به داخل تانک‌ها می‌انداخت و آنها را منفجر و منهدم می‌کرد چرا که آر پی جی هفت بر تانک‌های ۷۲-T اثر نمی‌کرد. آنجا رشادت‌هایی شد تا بالاخره خط تثبیت شد.

در کنار آن تیپ ۲۵ کربلا بود که آنها هم در برابر سنگین ترین فشارهای لشگر ۱۰ زرهی و یک مکانیزه عراق مقاومت کردند تا از ارتباط نیروهای عراق با داخل خرمشهر جلوگیری کنند. در نهایت یگان هایی همچون ۱۴ امام حسین و ۸ نجف که بنا بود در داخل شهر عمل کنند، عمده قوای عراقی را به اسارت گرفتند و نهایتا شهر خرمشهر باز پس گرفته شد .اما حاج احمد در گمنامی به سر برد و کارش را چراغ خاموش انجام داد و توانست ماموریت محوله را به سر منزل مقصود برساند.

روایت دوم/ تحفّظ

روایت دوم مربوط به گفتگویی است که در خودرویی که به سمت خرمشهر می‌رفت، انجام شد. درون خودرو، آقای تقی رستگار، حاج احمد متوسلیان، نصرت الله کاشانی و بنده حضور داشتیم که نوار این نشست نیز ضبط گردیده است. حاج احمد در حالی که در داخل کشور علاقه به گمنامی و غربت داشت اما در مسائل برون مرزی چنین نمی‌اندیشید.

در داخل خودرو، آقای کاشانی بحثی را مطرح کردند و گفتند اگر الان همه ما به اسارت دشمن درآییم هرکدام مان چه عکس‌العملی نشان خواهیم داد؟ آقای کاشانی گفت: من لباسم را در می‌آورم و می‌گویم بسیجی و رزمنده معمولی بوده‌ام و این طور فشار را از خود برمی‌دارم. در نتیجه اطلاعاتم محفوظ می‌ماند.

آقای رستگار و من هم چنین نظری داشتیم اما حاج احمد کاملا موضع متفاوتی داشت و گفت که من هویت و سِمتم را پنهان نمی‌کنم و می‌گویم فرمانده تیپ ۲۷ محمد رسول الله(ص) هستم و آنجا همچون دورانی که به واسطه فعالیت در گروه توحیدی صف و مبارزه با حکومت پهلوی تحت شکنجه ساواک بودم، در مقابل شان مقاومت می‌کنم و کلامی سخن نمی‌گویم. حاج احمد به دلیل اینکه بوکسور بود می‌گفت در مقابل شکنجه همچون حضور در رینگ مقاومت می‌کنم و نمی‌شکنم. جالب این که دو ماه بعد یعنی در تیر ماه سال ۱۳۶۱ به اسارت فالانژها درآمد و مطمئنا ایشان همین رویه را در آنجا اجرا کرده است و اطلاعاتی بروز نداده‌است.

روایت سوم/ عمل؛ بدون بی‌هوشی

روایت سوم، تکمیل کننده روایت دوم است؛ در مرحله دوم عملیات بیت‌المقدس که بنا بود رزمنده‌ها از جاده اهواز – خرمشهر عبور و به سمت دژ مرزی بروند، کارزار سختی در جریان بود که سرهنگ سلیمان جا و افراد لشگر ۲۱ حمزه و تیپ ۲۷ و تیپ عاشورا برای بازدید از منطقه و شناخت و تقویت خط پدافندی حضور پیدا کرده بودند.

در آنجا جلسه سرپایی با مسئولان قرارگاه نصر در حال انجام بود، حین بازدید گلوله توپی شلیک شد که ترکش آن به سفید ران حاج احمد اصابت کرد و این باعث مجروحیت سخت ایشان شد. من با چفیه پای ایشان را بستم و بلافاصله به اورژانس کنار جاده اهواز – خرمشهر منتقل شان کردم؛ کادر پزشک گفتند که ایشان باید به عقب بازگردد و به بیمارستان اهواز یا شهرهایی که مراکز با امکانات بیشتری دارند منتقل شوند اما حاج احمد مخالفت کرد و گفت همین جا عمل جراحی انجام شود.

با درخواست ایشان موافقت شد و تیم پزشکی بیمارستان مهیا شدند و می خواستند حاج احمد را بی هوش کنند اما او مخالفت کرد و گفت: «چون من اطلاعات و مطالب پر اهمیتی از عملیات های آینده دارم ممکن است در حالتی که به هوش نیستم اطلاعات را لو دهم لذا من را بی حس کنید. عمل با بی حسی موضعی و درد فراوان انجام گرفت و ترکش خارج شد. جالب است برخی از هم قطاران ایشان که هم رده و هم تراز ایشان بودند برای مدت ها از منطقه خارج شدند و دوران نقاهت را سپری کردند اما حاج احمد در منطقه ماند و هدایت و رهبری اش را ادامه داد تا هنگامی که خرمشهر آزاد شد.

روایت چهارم/ اقناع سازی نه تحکّم

در فاصله بین مرحله سوم و نهایی عملیات بیت‌المقدس، رزمندگان گردانی که فرماندهانش عمدا به شهادت رسیده بودند، اعلام کرده بودند که قادر به ادامه رزم نیستند و قصد عقب‌نشینی دارند. در آن شرایط به لحاظ تعداد نیرو در شرایط خوبی قرار نداشتیم. حاج احمد گفت: من می‌روم و با آنها صحبت می‌کنم اگر ماندند فبها! اگر نه که مرخص شان می‌کنیم؛ حدود ساعت ۲ بامداد بود که به همراه ایشان به محل رفتیم. در گردانی که لبه خط بود، در محل مناسبی که بچه‌ها مصون باشند، تجمعی صورت گرفته بود و حاج احمد با پای مجروحش به صورت ایستاده، سخنرانی کرد؛ ابتدا مسائل کلی را مطرح کرد و گفت که یک گام تا فتح خرمشهر داریم و نباید پا پس بکشیم. دشمن در اهدافش مستحکم است ما هم باید چنین باشیم.

ایشان به تبعیت از مولایش سعی نمی‌کرد به صورت تحکمی برخورد کند و همواره روش اقناعی داشت لذا بحث به پرسش و پاسخ رسید، که خود این موضوع نکته جالب توجهی در میدان نبرد بود. پرسش‌ها حول و حوش وضعیت نظامی، وضعیت سیاسی کشور، شرایط جهانی و … بود اما بحث به جایی رسید که چند نفر گفتند ما نیاز به غسل داریم و واجب است به عقب بازگردیم. آن‌ها می‌خواستند این موضوع را بهانه به عقب برگشتن شان کنند اما حاج احمد متوسلیان نکته ای گفت که برای من عجیب بود؛ ایشان گفت من هم شرایط شما را دارم و یک ماه است نیاز به غسل دارم اما با اینکه هر روز از شهر آبادان می‌گذرم و حمام هم در دسترس است خود را همچون شما رزمندگان می‌دانم و تیمم بدل از غسل کرده‌ام چرا که حضور در خط و منطقه و حفظ جان رزمندگان و خاک میهن اسلامی اهمیت بالاتری دارد؛ اجازه دهید عملیات به اتمام برسد، همه با هم به عقب باز می‌گردیم. حاج احمد همواره به یاد رزمندگان بود و تمام تلاشش را می‌کرد که قطره خونی به دلیل اهمال فرماندهی به ناحق ریخته نشود و همواره آنها را درک می‌کرد.

روایت پنجم/ در دل دشمن

این روایت به عملیات فتح‌المبین مربوط می‌شود، زمانی که تیپ ۲۷ به تازگی تشکیل شده بود و ماموریت‌های جدیدی به آن محول گردیده و قرار شده بود در غرب منطقه کرخه و در ارتفاعات بلند جوفینه، تپه چشمه و شاوریه عملیاتی صورت بگیرد و توپخانه دشمن در جوار ارتفاعات علی گرمزد و علی گریذد که در جنوب جاده دهلران بودند را تسخیر و با یگان های کناری شان الحاق کنند و بعد ماموریت شان را به سمت ارتفاعات رادار ادامه دهند، که ماموریت مهمی هم به حساب می‌آمد و قرار بود با انجام این مرحله راه ارتباطی میان نیروهای قرارگاه نصر و قرارگاه قدس برقرار شود که کار دشواری محسوب می‌شد.

قبل از عملیات حاج احمد سعی داشت شناسایی دقیقی از مواضع، استحکامات و ترکیب نیروی دشمن صورت بدهد تا بتواند طرح مانور گردان‌ها را به خوبی چینش کند. اکنون من در حال نگارش کتاب نبرد فتح‌المبین هستم. چندین بار به منطقه عملیاتی سفر داشته‌ام، به اسناد رجوع کرده ام و با فرماندهان نیز مصاحبه‌هایی انجام داده‌ام؛ یکی از مطالب که برای من جالب بود آشنایی با فردی به نام کریم لهرابیان بود که بومی منطقه است و به گمانم اصالتاً از عشیره سرخه‌ای باشد. در زمان عملیات فتح‌المبین او چوپان بوده و به عنوان بلدچی منطقه نیز فعالیت می‌کرده است؛ نیروهای حاج احمد پس از کش و قوس زیاد و دیدار با خانواده‌اش او را متقاعد کرده بودند که نیروها را در شناخت منطقه کمک کند چراکه چوپان‌ها کاملا بر جغرافیای منطقه مسلط هستند و افراد غیربومی ممکن بود با اشتباه رفتن یک شیار، راه را گم کنند.

طی مصاحبه‌ای که زمستان ۹۴ با آقای لهرابیان داشتم ایشان عنوان می‌کرد که به همراه حاج احمد متوسلیان سه، چهار روز برای شناسایی منطقه رفته و حتی از کلمن عراقی‌ها هم آب خورده بودند و از پنیرک گیاه‌ها تغذیه می‌کردند چرا که بدون کنسرو و تنها با مقداری نان رفته بودند تا ردی از خود باقی نگذارند. در آن زمان، شناسایی به خوبی انجام می‌شود کمااینکه یکی از موفق‌ترین یگان‌ها در عملیات فتح‌المبین تیپ ۲۷ محمد رسول الله بود. این موضوع ‌برخلاف تفکر و شیوه‌ای بود که در سیستم‌های نظامی دنیا وجود داشته و دارد که به نیرو می‌گویند برو، اما حاج احمد و هم فکرانش این فرهنگ را تغییر دادند و ابتدا خود در منطقه مستقر می‌شدند و سپس به نیرو می‌گفتند بیا.

روایت ششم/ حریت

در صحبت‌ها و مطالب احمد متوسلیان همواره رنگ و بویی از صراحت و رک‌گویی می‌بینیم که این موضوع در نوارهای موجود هم ثبت گردیده است. ایشان به همراه محمد بروجردی و چند تن دیگر در گروه توحیدی صف بودند و به مبارزه با رژیم شاه می‌پرداختند. بعد از پیروزی انقلاب گروه های هفتگانه بدر، امت واحده، صف، فلاح، فلق، منصورون و موحدین تحت عنوان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی تجمیع شدند که آنها بنا بود کار پاسداری از نظام در مقابل اقدامات غربی‌ها را انجام دهند که حوادثی همچون کودتای ۲۸ مرداد شکل نگیرد که در این زمینه موفق هم بودند.

اما درون این گروه‌ها تفکرات متفاوتی وجود داشت. بعد از تشکیل سپاه امام تاکید کرده بود برای اینکه افراد این گروه‌ها در جهت اندیشه خود کار نکنند، باید میان سپاه و گروه متبوع‌شان یکی را انتخاب کنند را که در صورت همزمانی عضویت ممکن است از امکانات نظامی برای اهداف سیاسی استفاده شود؛ لذا برخی در سازمان مجاهدین انقلاب ماندند و برخی به سپاه رفتند. حاج احمد متوسلیان اعلام می کرد برخی از آنهایی که از عضویت در سازمان استعفا داده و به سپاه آمده‌اند، در واقع استعفای امضایی داده‌اند و مقید هستند همان تفکرات و ارتباطات سازمانی‌شان را هنوز حفظ کنند و در مقابل می‌گفت ما کاملا استعفا داده‌ایم و در حال خدمت نظامیِ صرف هستیم.

من معتقدم این انسان‌ها که جزو شاخص‌ها بودند، همچون همه ما بودند و ممکن بود نماز صبح شان هم قضا شود و غفلت‌هایی هم داشته باشند اما آنها سعی می‌کردند به آنچه که حق می‌پنداشتند عمل کنند و وظایف شان را به جا آورند و اوامر امام خمینی(ره) را قلبا می‌پذیرفتند. از این رو فارغ از مسائل تقدس مآبانه باید گفت که این انسان‌ها می‌توانند اسوه و الگوی عمل امروز جوانان ما باشند و نباید از آنها و سیره‌شان غفلت کنیم.

, , ,

صوت‌ منتشر نشده از شهید حسن باقری

شهید حسن باقری

 

غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری از فرماندهان جوان دفاع مقدس است که در عملیات فتح‌المبین، رمضان و بیت‌المقدس نقش موثر و فعالی داشت. او جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران بود. شهید حسن باقری در بحبوحه عملیات رمضان در جمع همرزمانش در قرارگاه نصر برابر با ۲۸ تیر ماه سال ۶۱ ضمن اشاره به ماهیت ایدئولوژی انقلاب اسلامی، از چگونه محقق شدن زمینه ظهور امام زمان (عج) سخن به میان آورده است.

آنچه در ادامه می‌شنوید، سخنان منتشر نشده از شهید حسن باقری است

 

 

آخرش هم که مشیت الهی به این شامل بشود که امت ما فدا بشوند، برای اینکه مردم دنیا بیدار شوند زهی سعادت، ما حکومت که نمی‌خواهیم بکنیم که، اگر حکومت نمی‌خواهیم بکنیم این دو روز دنیا نمی‌ارزد به ماندن، چه سعادتی از این بالاتر که ما فدا شویم، مردم دنیا بیدار بشوند، عدالت در دنیا اجرا بشود و زمینه‌ساز حکومت امام زمان (عج) بشود.

درباره عملیات

«عملیات رمضان» عملیات تهاجمی گسترده نیروهای مسلح ایران، در خلال جنگ ایران و عراق بود که به مدت ۱۷ روز در تابستان ۱۳۶۱ در جنوب عراق، شمال‌شرقی شهر بصره و در منطقه شلمچه انجام شد. این عملیات در ۵ مرحله، به‌ طور مشترک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی محسن رضایی و نیروی زمینی ارتش به فرماندهی علی صیاد شیرازی، طراحی و اجرا شد.

عملیات رمضان ۴۵ روز پس از آزادسازی خرمشهر انجام گرفت و رزمندگان اسلام برای نخستین بار وارد خاک عراق شدند. از عملیات رمضان به عنوان یکی از بزرگترین نبردهای زرهی، پس از جنگ جهانی دوم نام می‌برند.

در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به سوی بصره حرکت کردند. تنها در مرحله سوم این عملیات بیشتر از ۵۰۰ دستگاه تانک عراقی که اکثراً T-۷۲ بودند و ۲۰۰دستگاه نفربر تیپ مستقل ۱۰ زرهی عراق به‌ طور کامل از بین رفت و در کل ۸۷۱۵ سرباز عراقی کشته، زخمی و اسیر شدند.