,

پایان ۳۳ سال فراق فرزند شهید

پایان ۳۳ سال فراق فرزند شهید

 

همه برای رساندن یک خبر بعد از ۳۳ سال اینجا جمع شده‌‌اند. کسی که پیش‌تر بارها تجربه این نوع اطلاع رسانی‌ها را به خانواده شهدا داشته، پیش‌قدم شده است. مادر شهید محمد آقلر خیره به حرف‌ها توجه می‌کند.

خانه شهید شلوغ شده است. اعضای خانواده و بستگان دور تا دور مادر را گرفته‌اند، بعد از سلام و احوالپرسی‌های ابتدایی کم کم همه ساکت دور تا دور اتاق می‌نشینند و منتظر تا چگونه خبر به مادر منتقل خواهد شد. دوربین‌ها روشن می‌شوند.

سردار یونس عبدی رئیس امور ایثارگران نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران به همراه سردار میرحیدری فرمانده انتظامی استان اصفهان در منزل مادر شهید حضور به هم رسانده‌اند تا قاصد خبر پایان فراق مادر و پسر باشند.

مادر چادر مشکی که بر سر دارد و روی مبل نشسته است و پسربرادر شهید آقالر نیز در کنار او.  مادر می‌گوید: «حضور شما در اینجا داغ ۳۳ ساله مرا تازه کرد؛ محمدم یاری‌گر من بود و علاقه‌مند به همه مکتب راه پیر جماران و همیشه عکس امام خمینی در میان قرآنی در که جیبش قرار داشت بود.»

همین جملات نشانگر عمق خاطراتی است که مادر از فرزند شهیدش در ذهن حک کرده است و بعد از ۳۳ سال هنوز نتوانسته او را فراموش کند. حتی آلزایمر کوچکترین خاطرات هم در ذهن مادر نقش بسته است.

سردار عبدی رو به مادر می‌گوید: «در ادامه عملیات تفحص شدا، حالا پیکر مقدس شهید شما هم الحمدلله بعد از ۳۳ سال در تفحص اخیر در منطقه زبیدات شناسایی شده است. همه این دوستان سعی کردند خبری به مادران چشم انتظار برسد تا از رنج‌هایشان کم شود؛ سردار بی‌اختیار هنگام گفتن این جمله به گریه می‌افتد؛ در جای جای خانه مادر شهید همه افراد حاضر آرام آرام اشک می‌ریزند؛ فرقی نمی‌کند که اصلا شهید را می‌شناخته‌اند یا خیر

مادر با شنیدن این جملات با دست بر روی صورتش می‌گذارد و با صدای بلند می‌گوید: « محمدم آمد»؛ دستانش به شدت می‌لرزد. با واکنش مادر همه حضار با صدای بلند گریه می‌کنند.

مداح حاضر شروع به مداحی می‌کند:« الهی بارون بگیره….. بچم دوباره جون بگیرد…. یه قطره‌ آب براش بیارید» و مادر شروع به شیون می‌کند و می‌گوید:« وای محمدم».

مادر خوزستانی است و به سبک خوزستانی‌ها برای پسرش عزاداری می‌کند؛ چند خانم سعی می‌کنند مادر را دلداری دهند.

برادر شهید مادر را تسلی می‌دهد و او را در آغوش می‌گیرد و هر در فراق شهیدشان گریه می‌کنند.

سردار عبدی در مقابل مادر شهید زانو می‌زند  و از او می‌خواهد همه را برای عاقبت به خیری دعا کند؛ مادر نیز با چشمانی گریان از حضور فرماندهان ارشد نیروی در خانه‌اش برای سر سلامتی قدردانی می‌کند.

 بلافاصله تصاویر شهید را در ورودی منزل مادر نصب می‌کنند و حجله شهید را برپا می‌کنند.

,

اولین نشست شورای راهبردی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

 اولین نشست شورای راهبردی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس

 

در این نشست که سردار سرلشکر پاسدار «سید یحیی صفوی» رئیس پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، امیر سرتیپ «عزیز نصیرزاده» جانشین رئیس ستاد کل نیرو‌های مسلح، سردار سرتیپ پاسدار «مهدی فرحی» جانشین وزیر دفاع، سردار «ایوب سلیمانی» معاون طرح و برنامه و بودجه ستاد کل نیرو‌های مسلح، سردار «امیرعلی حاجی‌زاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه، سردار «محمد پاکپور» فرمانده نیروی زمینی سپاه، امیر سرتیپ «حمید واحدی» فرمانده نیروی هوایی ارتش و تعداد دیگری از فرماندهان و مسئولین نیرو‌های مسلح حضور داشتند، اهداف و سیاست‌های کلان پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید سپهبد پاسدار حاج قاسم سلیمانی بازخوانی شد و اولویت‌ها و انتظارات در حوزه‌های دفاع مقدس و مقاومت امنیت داخلی و جنگ‌های نامنظم و توسعه پدافند داخلی مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت.

همچنین در این نشست ضمن تشریح اهمیت و چرایی شورای راهبردی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس شهید سلیمانی، ایجاد زمینه لازم برای استفاده از توانمندی‌ها و تجارب فرماندهان مدیران و پیشکسوتان حوزه دفاعی و امنیتی؛ توانمندسازی علمی و تخصصی پژوهشگاه در حوزه‌های مأموریتی و موضوعات علمی و پژوهشی؛ شناساندن توانایی‌های بالقوه و بالفعل پژوهشگاه به مراکز علمی پژوهشی اجرایی و تصمیم‌سازی و بالعکس و ایجاد زمینه لازم برای ایجاد تعامل مستمر با کاربران اصلی پژوهش‌های راهبردی به‌منظور بهینه‌سازی اقدامات و فعالیت‌های پژوهشی، به‌عنوان مهمترین اهداف شورا مورد تأکید قرار گرفت.

تبیین، هم‌اندیشی و مشاوره راهبردی در خصوص سیاست‌گذاری و تصمیم‌سازی و هدایت فرآیند‌ها و فعالیت‌های پژوهشگاه و حوزه‌های مأموریتی آن هم در زمره وظایف این شورا برشمرده شد.

در اولین جلسه شورای راهبردی پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس، هر یک از اعضا نظرات و پیشنهادات خود پیرامون چگونگی پیشبرد اهداف و مأموریت‌های پژوهشگاه را ارائه کردند.

,

روایت شهید باقری از رزمنده‌های لاغر با وزن سربی!

شهید باقری

 

غلامحسین افشردی معروف به حسن باقری از فرماندهان جوان دفاع مقدس است که در عملیات فتح‌المبین، رمضان و بیت‌المقدس نقش مؤثر و فعالی داشت. او جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران بود. شهید باقری در بحبوحه عملیات رمضان در جمع همرزمانش در ۲۸ تیرماه سال ۱۳۶۱ درباره علت اینکه چرا رزمندگان پس از حضور در جبهه تاب شهر را ندارند، سخن به میان آورد.

عجایب جنگ؛ رزمنده‌های لاغر با وزن سربی

بچه‌های ما لاغر شدند ولی وزنشان زیاد شده است، می‌گوییم چرا؟ می‌گویند: از بس ترکش توی بدنمان است! همین‌ها که دارند می‌جنگند، کلی از آن‌ها یکی ترکش اینجای آن است، یکی توی دستش و یکی توی تنش است. کسی که اینجا می‌آید و این حال و هوا را می‌بیند، دیگر برگشتی نیست و وقتی هم برمی‌گردد، اصلاً هوای دیگری است. خدا شاهد است ما به تهران و این‌طرف و آن‌طرف که می‌رویم می‌بینیم اصلاً نمی‌شود ماند، نمی‌شود جای دیگر ماند.

درباره عملیات

«عملیات رمضان» عملیات تهاجمی گسترده نیروهای مسلح ایران در خلال جنگ ایران و عراق بود که به مدت ۱۷ روز در تابستان ۱۳۶۱ در جنوب عراق، شمال‌ شرقی شهر بصره و در منطقه شلمچه انجام شد. این عملیات در ۵ مرحله به‌ طور مشترک توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به فرماندهی محسن رضایی و نیروی زمینی ارتش به فرماندهی علی صیاد شیرازی، طراحی و اجرا شد.

عملیات رمضان ۵۰ روز پس از آزادسازی خرمشهر انجام شد و رزمندگان اسلام برای نخستین بار وارد خاک عراق شدند. از عملیات رمضان به‌ عنوان یکی از بزرگ‌ترین نبردهای زرهی، پس از جنگ جهانی دوم نام می‌برند.

در این نبرد سه موج جداگانه از سپاهیان داوطلب در زمینی مسطح به‌ سوی بصره حرکت کردند. در این عملیات بیشتر از ۱۰۷۷ دستگاه تانک و نفربر عراقی منهدم شد و تیپ ۹ زرهی عراق به‌ طور کامل از بین رفت و در کل ۷۷۱۵ سرباز عراقی کشته، زخمی و اسیر شدند.

,

رهبر انقلاب: «تبیین» خنثی‌کننده هجمه تبلیغاتی دشمن است

رهبری

 

در مراسم عزاداری اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و اصحاب با وفای ایشان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان کوتاهی، مقطع عاشورا تا اربعین را از مقاطع بسیار مهم تاریخ اسلام خواندند و گفتند: اگر روز عاشورا اوج مجاهدت و فداکاری جانهای عزیز و بزرگوار بود، دوره‌ی ۴۰ روزه‌ی پس از آن نیز اوج مجاهدت برای تبیین و افشای حقایق بود و این تبیین مجاهدانه امام سجاد، حضرت زینب و جناب ام‌کلثوم و صبر فوق‌العاده خاندان پیامبر، مکمل آن فداکاری و موجب ماندگاری قیام کربلا شد.

رهبر انقلاب با اشاره به هجمه تبلیغاتی دشمنان علیه ملت ایران برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی با روشها و ابزارهای مختلف، حرکت تبیینی را خنثی‌کننده هجمه‌های تبلیغاتی دانستند و افزودند: شما دانشجویان عزیز که میوه دل ملت و امید واقعی کشور هستید با اهمیت دادن به مسئله تبیین حقایق، هر کدام مانند چراغی اطراف خود را روشن و ابهام‌زدایی کنید.

ایشان امکانات ناشی از فضای مجازی و رسانه‌ای برای روشنگری و پاسخ به ابهامات را مغتنم  خواندند و گفتند: البته اصل قطعی در قضیه جهاد تبیین و بازگویی حقایق، استفاده از شیوه‌های اخلاقی و بیان مسائل همراه با منطق، متانت، عقلانیت کامل و استفاده از عواطف انسانی، و پرهیز از دشنام، تهمت، دروغ و فریبکاری در مواجهه با افکار عمومی است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با ابراز خرسندی از مجهز بودن جوانان به فکر، عقلانیت و آگاهی‌های فراوان، بر لزوم تقویت روزافزون این ویژگی‌ها تأکید و خاطرنشان کردند: راه حضرت سیدالشهداء، راه مبارک و شیرینی است که به نتیجه و توفیق قطعی می‌رسد و شما جوانان ان‌شاءالله خواهید توانست با الهام از این راه و معارف نورانی، کشور را به قله‌های سعادت مادی و معنوی برسانید.

در این مراسم، حجت‌الاسلام والمسلمین رفیعی نیز در سخنانی، نهضت عاشورا را عامل حفظ و بقای اسلام خواند و گفت: بر اساس متن زیارت اربعین، دو اقدام بزرگ امام حسین علیه‌السلام، نصیحت و خیرخواهی حتی در روز عاشورا و بذل جان برای نجات جامعه از گمراهی است و شیعیان اهل‌بیت نیز باید همواره آماده فداکاری در راه خداوند باشند.

همچنین در این مراسم، آقای مطیعی به مرثیه‌سرایی و ذکر مصیبت پرداخت.

, , , ,

دفاع مقدس از ابتدا تا انتها عقلانی‌ و مدبرانه‌ بود

رهبری

 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای  رهبر معظم انقلاب اسلامی در ارتباط تصویری با مراسم تکریم و تجلیل از پیشکسوتان دفاع مقدس و مقاومت، با اشاره به پیروزی درخشان و واضح ملت ایران در دفاع مقدس گفتند: این واقعیت، نتیجه رهبری و فرماندهی شگفت‌انگیز امام خمینی، حضور همه‌جانبه قشرهای مختلف مردم و اقدامات و ابتکارات عقلایی مدافعان اسلام و انقلاب در این حماسه تاریخی بود که باید مراقب تلاش دشمنان در تحریف واقعیات این قطعه از هویت برجسته ایرانیان باشیم.

رهبر انقلاب همچنین با ابراز تأسف شدید از جان‌باختن روزانه حدود ۱۵۰ نفر بر اثر کرونا، مردم را به رعایت کامل و مستمر دستورالعمل‌های بهداشتی فراخواندند.

فرمانده‌کل قوا، تکریم و تجلیل از پیشکسوتان و رزمندگان دفاع مقدس را وظیفه حتمیِ ملی و توصیه مؤکد اسلام خواندند و افزودند: برای درک عظمت کار این عزیزان و هم‌رزمان شهیدشان باید عظمت میدان دفاع مقدس و چرایی و چگونگی این قطعه مهم از تاریخ ایران را به‌خوبی درک و فهم کرد.

ایشان صدام جاه‌طلب را تنها ابزاری در دست قدرت‌های بزرگ به‌ویژه آمریکا برشمردند و افزودند: طرف‌های اصلی نبرد با ملت ایران یعنی «آمریکای ضربه‌خورده از انقلاب اسلامی، قدرت‌های نگران از ظهور یک هویت جدید اسلامی ــ ایرانی در منطقه، ناتو و کشورهای اروپای غربی و شرقی»، صدام را به حمله تحریک کردند تا نظام و انقلاب اسلامی را در هم بکوبند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به انتشار اسناد توافق‌های آمریکا و صدام قبل از آغاز جنگ افزودند: در طول سال‌های جنگ نیز کمک های نظامی، اطلاعاتی و مالی غرب و شرق به رژیم بعثی از طریق امارات، کویت، عربستان و دیگر مسیرها ادامه داشت.

رهبر انقلاب علاوه بر تحریک دشمنان، اوضاع داخلی ایران را نیز در تشجیع صدام به حمله، مؤثر دانستند و افزودند: وضع نامناسب ارتش از لحاظ امکانات و فرماندهی در سال آغاز جنگ، نوپدید بودن سپاه و کمبود شدید امکانات دفاعی، واقعیاتی بود که دشمن از آنها اطلاع داشت و همین مسائل نیز آن را به آغاز جنگ، بیشتر تحریک کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پس از تشریح چگونگی آغاز جنگ تحمیلی ۸ساله به بررسی مستند عوامل و نکات مهم دفاع جانانه و پیروزمندانه ملت ایران در مقابل دشمنان پرداختند.

ایشان در این زمینه، رهبری و فرماندهی امام خمینی(ره) را از آغاز تا پایان دفاع مقدس بسیار حساس و شگفت‌انگیز برشمردند و افزودند: امام از همان آغاز، ابعاد و حجم واقعی کارزار را شناخت و با درایتی اعجاب‌انگیز اعلام کرد که این جنگ، نبرد دو کشور همسایه نیست بلکه دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران در پشت صدام در مقابل نظام اسلامی صف‌آرایی کرده‌اند.

رهبر انقلاب، آوردن ملت به صحنه دفاع مقدس را تشخیص حیاتی امام راحل عظیم‌الشأن دانستند و افزودند: امام با درک عمیق خود، مانند اصل انقلاب، ملت را به وسط میدان کارزار همه‌جانبه آورد چرا که فهمید صرف حضور نیروهای مسلح نمی‌تواند مسئله را حل کند.

ایشان شخصیت‌ بی‌نظیر، نفوذ معنوی، صداقت و معصومیت در بیان حقایق و واقعیات و نگاه تیزبین را از دیگر ویژگی‌های فرماندهی امام در هشت سال دفاع مقدس برشمردند و افزودند: امام با قاطعیتی فوق‌العاده و بی‌نظیر، فرمان می‌داد و کارها را به پیش می‌برد که تأکید بر شکست حصر آبادان و آزادسازی خرمشهر و سوسنگرد از نمونه‌های این قاطعیت عجیب است.

ایشان موضع‌گیری‌های هوشمندانه به‌اقتضای شرایط مختلف جنگ را از دیگر ویژگی‌های امام خواندند و با ذکر نمونه‌هایی افزودند: دادن روحیه به ملت و تحقیر دشمن در هنگام لازم، جلوگیری از آفت مخرّب غرور در پیروزی‌ها و دلگرمی دادن و تفقد رزمندگان در مواقع مورد نیاز از جمله روش‌هایی بود که این پدر مهربان و مدیر معنوی، آگاه و مسلط بر میدان به‌کار می‌گرفت و دفاع مقدس را هدایت می‌کرد.

رهبر انقلاب با ابراز تأسف از غفلتی که در نوشته‌ها و مباحث مربوط به دفاع مقدس درباره نقش امام خمینی وجود دارد، افزودند: باید در این زمینه کار جدی و گسترده انجام شود.

ایشان سپس با تأکید بر مراقبت از تلاش دشمن برای تحریف واقعیات دفاع مقدس، به بیان نکاتی درباره ابعاد شگرف و عظیم این پدیده پرداختند.

«پیروزی درخشان و روشن ملت ایران در جنگ تحمیلی» نخستین نکته‌ای بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آن اشاره کردند و گفتند: هدف دشمن از به‎راه انداختن جنگ، ساقط کردن نظام اسلامی، سلطه مجدد بر ایران و تجزیه کشور بود اما یک وجب از خاک ایران را نتوانستند اشغال کنند و یک قدم هم نتوانستند جمهوری اسلامی و ملت ایران را به عقب برانند.

ایشان با اشاره به شکست‌های مداوم ایران در جنگ‌های یکی دو قرن اخیر در دوره قاجار و در دوره پهلوی و تحقیر سران ایران در آن دوران، افزودند: ملت ایران در دفاع مقدس توانست در مقابل قدرت‌های شرق و غرب و کشورهای وابسته به آنها بایستد و با سربلندی پیروز شود و بر همین اساس این دفاع پیروزمندانه، بخشی از هویت ملی ایران است.

رهبر انقلاب اسلامی در نکته بعدی، دفاع مقدس را از ابتدا تا انتها یکی از «عقلانی‌ترین و مدبرانه‌ترین حرکات ملت ایران» برشمردند و گفتند: برخی‌ها تلاش دارند تا با استناد به خطایی که در یک جمعی صورت گرفته، دفاع مقدس را به بی‌تدبیری متهم کنند، درحالی‌که این دفاع از همان شروع کار یعنی همکاری ارتش و سپاه و انتخاب تاکتیک‌های مبتکرانه و شجاعانه و انجام اقدامات بزرگ و شگفت‌آور در عملیات‌ها تا پایان جنگ و قبول قطعنامه، همه مبتنی بر عقلانیت و تدبیر بود.

«شکل‌گرفتن یک مدل جدید از حضور مردمی و بروز استعدادها در دفاع مقدس» سومین نکته‌ای بود که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آن اشاره کردند و افزودند: این مدل بی‌نظیر و بی‌سابقه در جهان به‌گونه‌ای بود که هر فردی اعم از رزمنده ۱۴ساله تا پیرمرد ۷۰ساله یا دختر دانش‌آموز دبستانی و بانوان محترم در پشت جبهه یا پزشک و جراح و کشاورز و کارمند و دانشجو و شاعر و انواع قشرها و صنوف مختلف، هریک جایگاه خود را در این شبکه عظیم مردمی پیدا می‌کردند و مشغول دفاع و خدمت می‌شدند.

ایشان خاطرنشان کردند: در این مدل گسترده حضور مردمی، استعدادهای مهمی ظهور می‌یافت و به‌عنوان مثال یک جوان روستایی از کرمان تبدیل به حاج قاسم سلیمانی شد، یا یک افسر جوان تبدیل به فرمانده‌ای مجرب و توانا همچون شهید صیاد شیرازی و شهید بابایی شد، و یا از یک روزنامه‌نگار داوطلب در کوران حوادث جبهه، نابغه اطلاعاتی مثل شهید باقری ساخته شد.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: امروز هم اگر همت شود و نگاه صحیح به مسائل و مردم وجود داشته باشد، می‌توان از این مدل بی‌نظیر استفاده کرد. البته بحث جنگ با بحث اقتصاد متفاوت است ولی صاحبان فکر می‌توانند در بررسی‌ها و پژوهش‌های خود، این مدل را به‌عنوان ابزار اقتدار ملی درنظر بگیرند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نقش‌آفرینی مردم و گروه‌های مختلف در پشت جبهه را بخش دیگری از این مدل عظیم مردمی دانستند و گفتند: کمک‌های مالی مردمی، آذوقه‌رسانی به جبهه‌ها، رسیدگی به مجروحان، بدرقه و تشییع باشکوه شهیدان در شهرها، حمایت‌های فرهنگی تبلیغاتی و مقابله با عملیات روانی دشمن، پذیرایی و اسکان جنگ‌زدگان در شهرها، و مقاومت مردم در شهرهایی که آماج حملات موشکی رژیم بعث بودند، نمونه‌هایی از این نقش‌آفرینی‌ها هستند.

ایشان بروز عالی‌ترین فضایل اخلاقی و معنوی و تعالی روحی در میان رزمندگان را یکی از فصل‌های درخشان کتاب قطور دفاع مقدس برشمردند و افزودند: شرح‌حال‌هایی که از برخی رزمندگان نوشته شده، وصیت‌نامه شهدا، فضایل اخلاقی همچون صدق و صفا، اخلاص، تواضع، خدمت به دیگران، ایثار، فداکاری، سحرخیزی‌ها و عبادت‌های عارفانه، بی‌اعتنایی به زیورهای دنیوی و رفتارها و حالات مادران در اعزام جوانان خود به جبهه و استقبال از فرزندان شهیدشان، همه به‌برکت اسلام و ایمان عمیق دینی بود که در دوران دفاع مقدس تجلی و بروز یافت.

«سرمایه‌سازی دفاع مقدس برای کشور» نکته بعدی بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: یکی از این سرمایه‌سازی‌های ارزشمند «امنیت» است که به‌برکت دفاع مقدس به‌دست آمده زیرا دفاع ملت ایران نشان داد که هزینه تعرض و تجاوز به کشور بسیار بالا است و هر متجاوزی با پاسخ کوبنده مواجه می‌شود، بنابراین متجاوز قبل از هر اقدامی تأمل خواهد کرد و آن را بصرفه نخواهد دانست.

ایشان «روحیه خودباوری» و «حرکت به‌سمت نوآوری‌های فنی و علمی» را یکی دیگر از سرمایه‌های دوران دفاع مقدس دانستند و افزودند: در همان دوران و هنگامی که شهرهای ایران هدف موشک‌های دشمن بود و هیچ کشوری به ما موشک و تجهیزات نمی‌داد، شهید طهرانی مقدم و دوستان وی، صنایع موشکی را پایه‌گذاری کردند و توانایی کنونی موشکی، نتیجه همان روحیه خودباوری و حرکت علمی آن زمان است.

رهبر انقلاب اسلامی، جرأت انجام کارهای به‌ظاهرنشدنی و ارتقای سرمایه انسانی کشور را از جمله سرمایه‌های دوران دفاع مقدس برشمردند و گفتند: یک نمونه از سرمایه‌های انسانی دوران دفاع مقدس، شهید سلیمانی بود که در عرصه منطقه و دیپلماسی، اقدامات شگفت‌آوری انجام می‌داد و هنوز ملت ایران از گستره فعالیت‌های این شهید عزیز اطلاع کافی ندارد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «آشنایی بیشتر ملت ایران با ذات و واقعیت تمدن غرب» را از دیگر نکات هشت سال دفاع مقدس دانستند و افزودند: در تاریخ معاصر ایران عناد و خباثت دولت‌های غربی در حق ملت ایران چندبار آشکار شده اما این دولت‌ها با حمایت کامل از حکومت فاسد، ضدبشری و دیکتاتوری صدام، ادعاهای حقوق بشری و انسانی خود را عملاً لگدمال کردند و ماهیت خود را بروز دادند که این شناخت عمیق خیلی مهم است و باید در همه تصمیمات ما نقش داشته باشد.

ایشان «بروز توانایی‌ها و ظرفیت‌های ملت ایران برای جهانیان» را از دیگر نکات تأمل‌برانگیز دفاع مقدس برشمردند و افزودند: دفاع مقدس در اوج حملات رسانه‌ای دشمنان ایران، خود به یک «رسانه‌ی رسا و صدای بلند» تبدیل شد و با نشان دادن شجاعت، وحدت، همت و مقاومت ملی ایرانیان، برای این ملت در جهان ارزش و وجهه درست کرد.

رهبر انقلاب اسلامی دفاع مقدس را تابلویی عظیم و درخشان در پیشِ‌روی ملت ایران خواندند و افزودند: جنگ پدیده‌ای سهمگین و خشن است اما با وجود همه مشکلات و ضایعات آن، دفاع مقدس برای ملت ایران برکات، بشارت‌ها، پیشرفت‌ها و طراوت‌هایی به ارمغان آورد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادبیات جهاد در قرآن را بشارت‌آمیز و در نفی ترس و اندوه دانستند و گفتند: نظیر همین ادبیات درباره مقاومت وجود دارد و قرآن تأکید می‌کند اگر استقامت کنید، ترس و اندوه که دو آفت بزرگ برای یک ملت است، از شما برداشته خواهد شد.

ایشان کارهای انجام‌شده در خصوص دفاع مقدس را با‌ارزش اما کم دانستند و خاطرنشان کردند: هرچه از زمان دفاع مقدس دورتر می‌شویم باید به معرفت آن نزدیک‌تر شویم چراکه دست‌های تحریفگر در کمین هستند.

رهبر انقلاب اسلامی، ادبیات دفاع مقدس را به سرچشمه‌ای جوشان تشبیه کردند و با تأکید بر تولید متون فاخر ادبی به‌عنوان منابع غنی برای خلق آثار هنری و همچنین لزوم شخصیت‌پردازی از شهیدان و رزمندگان جنگ گفتند: موضوع یادواره‌های دفاع مقدس نیز مسئله مهم دیگری است که از ایجاد فاصله نسلی در مقوله جهاد و مقاومت جلوگیری می‌کند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، مدافعان حرم را نمونه‌ای درخشان از تداوم برکات دفاع مقدس و استمرار روحیه جهاد در نسل جدید برشمردند و افزودند: حضور همزمان رزمندگانی از ملیت‌های مختلفِ ایرانی، سوری، عراقی، لبنانی و افغانستانی در صف واحد از حقایق و پدیده‌های حیرت‌انگیز زمان ما است.

رهبر انقلاب اسلامی در بخش پایانی سخنانشان با تقدیر از تلاش‌های فداکارانه و دائمی کادر درمان و مسئولان در مقابله با کرونا، از فوت روزانه ۱۵۰ تا ۱۷۰ نفر از هموطنان در اثر کرونا ابراز تأسف کردند و افزودند: علاج این واقعه تأسف‌بار به‌دست خود مردم و در گروی رعایت اصول بهداشتی مثل فاصله‌گذاری، استفاده از ماسک و شستن دست‌ها است.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خصوص مسئله اربعین نیز گفتند: ملت ایران عاشق امام حسین(ع) و زیارت اربعین هستند اما قضیه راهپیمایی اربعین صرفاً متوقف به صلاحدید مسئولان ستاد ملی مقابله با کرونا است که تاکنون با انجام آن مخالفت کرده‌اند، بنابراین همه باید تابع و تسلیم باشند.

ایشان با انتقاد از حضور برخی افراد در مرزها برای اظهار ارادت به امام حسین(ع)، گفتند: اظهار ارادت باید از منازل انجام شود همچنان‌که در روز اربعین چند زیارت وارد است و مردم می‌توانند با خواندن آنها، به پیشگاه حضرت سیدالشهداء(ع) شکوه کنند که ما آرزوی حضور داشتیم اما با این وضع مقدور نشد تا ان‌شاءالله آن حضرت عنایت و کمکی بفرمایند.

پیش از سخنان فرمانده‌کل قوا، سرلشکر باقری رئیس ستادکل نیروهای مسلح با بیان گزارشی از برنامه‌ها و فعالیت‌های انجام‌شده در زمینه حفظ و ترویج فرهنگ، آثار و ارزش‌های دفاع مقدس گفت: وظیفه ما است که آن دوران زرین و نقطه نورانی در کشور را زنده نگه‌داریم و با پاسداری از آن اجازه ندهیم دوران سراسر افتخار دفاع مقدس، تحریف و به فراموشی سپرده شود.

,

مادر ۲ شهید دفاع مقدس به فرزندان شهیدش ملحق شد

مادر شهید

 

فاطمه پارسای آریانی مادر شهیدان احمد و محمود نقی‌زاده صبح امروز (دوشنبه ۲۲ شهریور ماه) به علت کهولت سن در شاهرود درگذشت.

پیکر این مادر ۲ شهید دفاع مقدس عصر امروز در وادی‌السلام شاهرود تشییع و به خاک سپرده می‌شود.

به گزارش فارس، شهید محمود نقی‌زاده در اول مرداد ماه سال ۱۳۴۲ در شاهرود به دنیا آمد. او همراه با سپاه شاهرود، تیپ ۲۱، گردان کربلا به جبهه اعزام شد. در زمان شهادت او معاون گروهان بود. محمود نقی‌زاده به مدت ۱۴ ماه و ۲۷ روز در جنگ حضور داشت. در ۲۲ بهمن ماه سال ۱۳۶۴ در عملیات والفجر ۸ در شلمچه در جزیره بوارین به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای آرمیده است.

شهید احمد نقی‌زاده در اول مهر ماه سال ۱۳۴۴ در شاهرود دیده به جهان گشود. در زمان دفاع مقدس از طریق سپاه شاهرود، تیپ امام حسین (ع)، گردان یازهرا به جبهه‌های حق علیه باطل اعزام شد. او ۴ ماه و ۱۵ روز در جبهه حضور داشت و در نهایت در ۲۶ تیر ماه سال ۱۳۶۱ در عملیات رمضان در شلمچه به فیض شهادت نائل آمد. مزار این شهید در گلزار شهدای شاهرود قرار دارد.

,

۵۰ فرمانده سپاه پاسداران در دفاع مقدس تجلیل می‌شوند

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

 

سردار علی‌محمد نائینی، مشاور فرمانده کل سپاه و رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با حضور در خبرگزاری فارس به مناسبت در پیش‌بودن چهل و یکمین سالگرد دفاع مقدس با اشاره به جایگاه سازمان متبوعش در پژوهش هشت سال دفاع مقدس بیان داشت: مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس به عنوان یک مرکز پژوهشی مورد اعتناء و خوش‌سابقه، مأموریت تولید روایت معتبر و جلوگیری از تحریف تاریخ جنگ را دارد؛ یعنی عمده فعالیتش در  تولید روایت مستدل، معتبر و مستند از دفاع مقدس است که منجر به حراست از حافظه و میراث تاریخی یک ملت بزرگ و مقابله با جنگ شناختی و تحریف می‌شود.

انتشار ۴۴۵  اثر پژوهشی و ۲۵۰ اثر اسنادی چاپ شده درباره دفاع مقدس

وی با بیان اینکه در همان سال‌ ابتدایی جنگ، کار ثبت و ضبط فعالیت‌های قرارگاه‌ها، لشکرها و تیپ‌های سپاه انجام شده است، با اشاره به برنامه بلندمدت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس افزود: یک برنامه جامع اقدام بر اساس فهرستی از سؤالات پژوهشی، مراحل و مقاطع دفاع مقدس تدوین شده که حدود ۲۰۰ موضوع و ۱۷۴۰ عنوان پژوهشی را دربرمی‌گیرد. حاصل این کار ۲۱۸۲ اثر پژوهشی و بیش از دو هزار اثر اسنادی خواهد بود که تاکنون ۴۴۵ اثر پژوهشی و ۲۵۰ اثر اسنادی چاپ شده و  ۴۷۶ اثر به عنوان قراردادهای پژوهشی جاری در مرکز فعال هست که در هفته دفاع مقدس امسال إنشاءالله از ۲۰۰ اثر جدید پژوهشی و اسنادی رونمایی خواهد شد.

نائینی با اشاره به برنامه مرکز در تولید و انتشار ۲ هزار و ۲۰۰ اثر در نقشه جامع پژوهشی ابراز داشت: در چهار سال اخیر با یک کار نسبتاً نهضتی و تقریباً ۱۵ تا ۲۰ برابری، به شکل قابل توجهی آثار مرکز افزایش پیدا کرده؛ به گونه‌ای که تعداد روزشمارها از ۲۲ تا به ۵۷ روزشمار رسیده است و امسال نیز ۱۱ روزشمار جدید رونمایی خواهد شد و تعداد تاریخ شفاهی‌های فرماندهان در مرکز از ۴۰ مورد به حدود ۱۷۰ مورد رسیده است.

گنجینه‌ای با  ۱۹ گونه سند متنوع برای اسناد دفاع مقدس

وی درباره نقش گنجینه مرکز و بخش اسناد در تولید آثار پژوهشی دفاع مقدس ادامه داد: کتب روزشمار، کتب نبردی، اطلس‌ها و تاریخ شفاهی مرکز بیش از ۸۰ درصد وابسته به منابع دست اول مرکز است. روایت معتبر هم برآیند مطالعات اسنادی، روایت فرماندهان و راویان است. دستاورد ثبت و ضبط اسناد در دوران دفاع مقدس، وجود یک گنجینه منحصر به فرد است. در این زمینه حدود ۴۰ هزار نوار صوتی، ۱۲۰۰ دفتر راوی و ۸۰۰ گزارش عملیات، میلیون‌ها ورق اسناد نظامی، کالک و نقشه‌‌های عملیاتی متنوع در مرکز است؛ به طوری که ۱۹ گونه سند متنوع در این عرصه سازماندهی شده است.

رئیس مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس با اشاره به نقش ۲ سالانه جایزه شهید سلیمانی در غنی‌سازی پژوهش جنگ اظهار داشت: با بررسی‌های انجام شده بیش از ۲۰ هزار کتاب با موضوع دفاع مقدس یا جنگ ایران و عراق در کشور تولید شده است که تقریباً ۱۸ درصد آن یعنی ۳ هزار و ۵۰۰ از این آثار را می‌توان به عنوان یک منبع پژوهشی معرفی کرد. بنابراین به پژوهش دفاع مقدس اهتمام بیشتر باید شود.

تجلیل از ۵۰ فرمانده سپاه در سومین مراسم «یادها و نام‌ها»

وی با اشاره به اهتمام سردار شهید قاسم سلیمانی برای برگزاری ۲ سالانه شهید همدانی گفت: در بیستم مهر ماه جاری هم‌‌زمان با ششمین سالگرد شهادت سردار حسین همدانی، دومین دوره انتخاب کتاب مدافعان حرم با عنوان جایزه شهید حسین همدانی برگزار خواهد شد. تاکنون ۴۳۰ اثر مربوط به دو سال ۹۸ و ۹۹ به عنوان کتاب مقاومت در ۶ گروه ارزیابی شده است. برای این جلسه برای اهداء جوایز برگزیدگان از محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی دعوت شده است.

هی آن‌ها در یک سال اخیر انجام شده تجلیل و از ۲۰۰ اثر تحقیقی و اسنادی و کتاب گویا رونمایی خواهد شد.

وی ادامه داد: همچنین در این مراسم از ۱۰ خانواده سرداری که در یک سال اخیر مانند سردار سیدمحمد حجازی، سرداران عبدالرسول استوار، محمدحسن کوسه‌چی، عباس سرخیلی و… به شهادت رسیده و یا به رحمت خدا رفته‌‌اند، تجلیل خواهد شد.

 

, ,

یونیفرم سپاه لباس دامادی پدرم در مراسم عقدش بود

یونیفرم سپاه

 

سردار شهید کاظم علیزاده متولد سال ۱۳۴۰ در شهر بابلسر، موقع شهادتش صاحب یک فرزند پسر چند ماهه و یک دختر توراهی بود که هفت و نیم ماه پس از شهادت او به دنیا آمد. شهید علیزاده از مقطع حضور در ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران تا موقع شهادتش در دی ماه ۱۳۶۵، به صورت مرتب در جبهه و عملیات‌های مختلف حضور یافت و بار‌ها نیز تا مرز شهادت پیش رفت. او که در هنگام عقد به همسرش گفته بود تنها دو سال دیگر در این دنیا زندگی می‌کند، دقیقاً دو سال بعد شهد شهادت را نوشید و آسمانی شد. آنچه می‌خوانید حاصل همکلامی ما با سیده‌کلثوم مسیح‌پور، همسر و طاهره علیزاده دختر شهید کاظم علیزاده است که از نظرتان می‌گذرد.

همسر شهید (سیده‌کلثوم مسیح‌پور)
اصالتاً اهل کجا هستید؟ چه سالی با شهید ازدواج کردید؟
اصالتاً اهل بابلسر هستیم. از طریق یکی از آشنا‌ها زمینه ازدواج ما فراهم شد. سال ۶۳ در بحبوحه جنگ ازدواج کردیم. آن زمان فضای دینی و انقلابی بین مردم حاکم بود. کسانی که اهل دین و انقلاب بودند حس خوبی نسبت به آن‌ها داشتیم. وقتی آقا کاظم به خواستگاری‌ام آمدند، گفتند شاید دو سال بیشتر از عمرم نمانده باشد و زندگی کوتاهی با شما داشته باشم. با این شرایط راضی هستید؟ گفتم مرگ و زندگی دست خداست. هرچه خدا مصلحت بداند همان می‌شود و توکل به خدا. ۲۱ دی ماه ۱۳۶۳ عقد و سال ۶۴ ازدواج کردیم. دقیقا دو سال بعد از عقد یعنی ۲۱ دی سال ۱۳۶۵ آقا کاظم به شهادت رسیدند.

در چه عملیاتی حضور داشتند و چه سالی به شهادت رسیدند؟
موقعی که ازدواج کردیم ایشان مرتب به جبهه می‌رفت. مسئولیت‌هایی داشتند، اما من از آن‌ها اطلاع نداشتم. بعد از شهادتش متوجه شدم. خودشان می‌گفتند به عنوان بسیجی در جبهه هستم. دوست و همرزمش شهید حمیدرضا نوبخت بود. روابطشان خیلی برادرانه و صمیمی بود. همسرم از ابتدای جنگ تحمیلی با گروه جنگ‌های نامنظم شهید چمران راهی سوسنگرد و هویزه شد. سال ۱۳۶۰ سه ماه در جبهه میمک در ارتفاعات کله‌قندی بود. در عملیات رمضان، بیت‌المقدس، والفجر ۶، قدس یک، دو، سه، کربلای‌یک، کربلای ۴، عملیات صاحب‌الزمان (عج) و عملیات کربلای ۵ حضور داشت. چندین بار در مناطق عملیاتی مجروح شد. یک بار در اثراصابت گلوله از ناحیه دست و پای چپ زخمی شد. بار دیگر در منطقه‌ای که بمب شیمیایی زده بودند از ناحیه چشم آسیب دید. در کربلای ۵ به عنوان فرمانده گردان موسی بن جعفر (ع) از لشکر ۲۵ کربلا حضور داشت و نهایتاً صبح روز ۲۱ دی ماه ۱۳۶۵ بر اثر اصابت ترکش کاتیوشا به گردنش به شهادت رسید.

از شهادتشان با شما حرفی می‌زدند؟
یک روز همراه کاظم در امامزاده ابراهیم بابلسر قدم می‌زدیم. با دستش به مزار شهدا اشاره کرد و گفت جای من همینجاست. با این حرف خبر شهادتش را داد.

موقع شهادتشان بچه‌ها چند ساله بودند؟
پسرم جواد ۹ ماهه بود. دخترم طاهره را یک ماهه‌و نیم باردار بودم که همسرم شهید شد. این بچه چند ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد.
شما با آن سن کم‌تان و با وجود یک نوزاد توراهی که داشتید چطور مانع جهاد همسرتان نمی‌شدید؟
زمان دفاع مقدس جامعه اینطور بود که حفظ دین، عشق به ولایت، پیمودن مسیر اهل بیت و دفاع از وطن فضای حاکم برجامعه بود. می‌دانستیم این مسیر حق است. به خاطر همین اعتقادات، من با اینکه ۲۱ ساله بودم و فرزند خردسال داشتم هیچ موقع مانع جبهه رفتن همسرم نشدم.

دوسالی که زندگی کردید ویژگی اخلاقی شهید را چطور شناختید؟
آقا کاظم مرد با شخصیتی بود. اگر اشکال یا رفتاری در منش‌های من بود با سکوتش می‌فهماند که اشکال کجاست. هیچ وقت عیبم را به رویم نمی‌آورد.

از شهادتشان چطور باخبر شدید؟
برادرشوهرم همان موقع در جبهه حضور داشت. ایشان خبر شهادت را اطلاع دادند. همسرم فرمانده برادرش بود. برادرشوهرم تعریف می‌کرد: وقتی موشک کاتیوشا آمد، کاظم به همه نیرو‌ها گفت خیز بردارند. همه روی زمین خیز برداشتند. اما همان لحظه ترکشی به گردنش اصابت کرد و به شهادت رسید. اول به خانواده همسرم خبر را اطلاع دادند. برادرشوهرم که جبهه بود ابتدا گفت کاظم مجروح شده است. خیلی دعا کردم به هوای اینکه مجروح شده است و امیدوار بودم حالشان خوب شود. اما کمی بعد گفتند که همسرم به شهادت رسیده است.

نبودن پدر را چطور برای بچه‌ها جبران کردید؟
بعد از شهادت همسرم برای اینکه خلأ پدر را برای بچه‌ها پرکنم، ایده‌ام این بود که باید در کنار خانواده پدرشان باشم تا شخصیت‌ها و منش‌های شهید را بیشتر حس کنند. بیشتر با خانواده شوهرم مأنوس بودم. با اینکه از اول ازدواج مستقل شده بودیم، اما بعد از شهادت همسرم دوباره کنار خانواده همسرم زندگی کردیم بعد خانه ساختم و مستقل شدیم. عنایت خدا را خیلی زیاد در زندگی‌ام دیدم.

طاهره علیزاده (دختر)
متولد چه سالی هستید؟ مادر می‌گفت شما موقع شهادت بابا هنوز به دنیا نیامده بودید.
بله، من متولد سال ۱۳۶۶ هستم. هفت ماه و نیم بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم. یک برادر بزرگ‌تر دارم که یک سال و نیم از من بزرگ‌تر است.

در مورد پدرتان از دیگران چه شنیدید؟
پدرم پاسدار بود. بیشتر عملیات‌ها حضور داشت. یکی از تأکیداتشان این بود که هیچ موقع تظاهر به پاسداری نمی‌کرد. لباس پاسداری نمی‌پوشید. می‌گفت این لباس تعهد و قداست خاصی دارد. اکثر اوقات جبهه بود. به مادرم می‌گفت اگر لباس پاسداری بپوشم همین قدر که مرا می‌بینی دیگر نمی‌بینی! یعنی با پوشیدن لباس پاسداری بیشتر به جبهه می‌رود. پدرم تنها جایی که لباس پاسداری پوشید برای عقدش بود. جلسه خواستگاری با مادرم صحبت کرد و گفت دوسال بیشتر زنده نیستم و دقیقاً دو سال بعد به شهادت رسید. برادرم ۹ ماهه بود و من جنینی یکماهه و نیمه بودم که پدرم شهید شد. مادرم خانه‌دار بود و همیشه می‌گوید هر چه دارم از همسرم است. پدرم دنبال خانم سیده برای ازدواجش بود که معلمشان واسطه ازدواج شدند. پدرم نسبت به اطرافیان خیلی احساس مسئولیت می‌کردند مانند اسمشان همیشه به معنای واقعی کظم غیظ داشت. موقعی که از جبهه می‌آمد به خانواده‌اش رسیدگی می‌کرد و مشکلات همرزمانش را برطرف می‌کرد. از زمان انقلاب در فعالیت‌های انقلاب بودند و در گروهک‌ها نفوذ می‌کرد.

پاسداری و رزمنده بودن پدرتان از کجا نشئت می‌گرفت؟
پدرم سه برادر و سه خواهر داشت. فرزند یکی مانده به آخر بود. پدربزرگم پلاژ داشت یعنی شیلات کار می‌کرد. مثل مردم عادی آن موقع زندگی معمولی داشتند. مقید به نماز و روزه بودند. از اول انقلاب همپای انقلابی‌ها بودند. عمو‌های من هم رزمنده بودند. اوایل جنگ پدرم نوجوان و تحت تأثیر خانواده بود. اما بعد راهش را از روی آگاهی انتخاب کرده بود. از روی نامه‌ها و نوشته‌هایش متوجه شدم به شناخت کافی رسیده بود که راه شهادت را انتخاب کرد. در وصیتنامه‌شان از مادرم به عنوان یک سید پاک نام بردند که صبوری کرد و با نبودن‌های پدرم کنار آمد. خودم را جای مادرم می‌گذارم می‌بینم سخت است خانم جوانی که فقط یک سال و نیم زندگی کرد و بعد از شهادت پدرم وفادارماند با آنکه ۲۱ ساله بود ازدواج نکرد و هر چه در توان داشت برای ما گذاشت تا خوب بزرگ شویم.

با نبود پدرتان چطور کنار آمدید؟
من برون‌گرا نبودم، بیشتر تودار بودم و غصه‌هایم را به مادرم انتقال نمی‌دادم. ولی برادرم دوست داشت پدرم برود مدرسه دنبالش و بهانه پدرم را می‌گرفت. هرچه بزرگ‌تر می‌شدیم خلأ نبود پدر را بیشتر حس می‌کردیم حتی الان که صاحب فرزند هستیم بچه‌هایمان خلأ پدربزرگشان را حس می‌کنند. اینکه دوست داریم پدر به عنوان بزرگ‌تر در جمع خانواده باشد. البته از نظر مادی و فیزیکی خلأ پدر احساس می‌شود، اما حضور معنوی شهید همیشه در زندگی ما وجود دارد. خیلی جا‌ها حضور پدرم را می‌دیدم اگر مشکلی بود با پدرم درددل می‌کردم حتی زمان ازدواجم از روح پدرم کمک خواستم که اگر به صلاح است اتفاق بیفتد.

سخن پایانی
من دوستانی دارم که همسر شهید مدافع حرم هستند. به آن‌ها می‌گویم سختی‌هایی که همسران شهدا در زمان دفاع مقدس کشیدند خیلی بیشتر بود. الان به استقلال خانم‌ها بیشتر بها می‌دهند. سختی‌های مادی دهه ۶۰ وجود ندارد، اما سختی روحی و خلأ نبود عزیزی که از دست دادند وجود دارد. مثلاً موقعی که پدرم شهید شد مادر ما باید دنبال نفت می‌رفت تا بخاری منزل روشن شود. یا در صف کوپن می‌ایستاد یا امکانات رفاهی مثل الان نبود. زمان دفاع مقدس اکثر جامعه شهید داده بودند و مردم درک بیشتری داشتند. گذشت مادرم را احساس می‌کردم. با اینکه خانواده پدرم خیلی از ما حمایت می‌کردند. پدرم فرمانده گردان موسی بن جعفر (ع) لشکر ۲۵ کربلا بودند. خیلی به پدرم پیشنهاد پست و مقام می‌دادند یا آن موقع زمین برای ساخت خانه می‌دادند، اما پدرم می‌گفت من زمین دو متری برای خودم خریدم کافیه منظورش قبر بود. دنبال مال و منال دنیا نبود.

,

نظر مرحوم محمدرضا حکیمی در خصوص رهبر انقلاب

محمدرضا حکیمی

 

حیدر رحیم پور ازغدی یکی از اساتید بزرگی است که در خصوص وی‍‍ژگی‌های شخصیتی رهبر انقلاب این خاطره را از مرحوم محمد رضا حکیمی بازگو می‌کند.

«حکیمی هفده هجده ساله بود و من بیست سال داشتم؛ بعد از کودتای بیست و هشت مرداد بود و توی مشهد روحانیت خط اول نهضت نفت را بر عهده داشت. می‌گفتیم هر صد سال یک بار نابغه‌ای ظهور پیدا می‌کند  و جنگ (بحث) داشتیم که نابغه آینده من هستم یا او؟!

او ادبیاتش خیلی خوب بود، ادبیات عربش؛ من هم سوادم در ادبیات خوب بود ولی ادبیات محمدرضا حکیمی بهتر بود. به همین خاطر او می‌گفت که نابغه آینده من هستم. بنده هم به‌خاطر کتاب‌های حوزوی که خوانده بودم می‌گفتم من هستم. یک مرتبه دیدیم یک نوجوان دوازده سیزده ساله از جلوی ما رد شد که تمام معنا آخوند بود. یعنی نعلین و کفش (آخوندی) و عبا و عمامه. به تمام معنا. الفیه در دستش بود و داشت آن را حفظ می‌کرد. وما بطاعت و الف قد جمیع یبصر فی الجت…. به یکباره حکیمی گفت (آن نابغه) این است، نه تویی و نه من! منظور حکیمی سید علی حسینی خامنه‌ای بود….»

محمدرضا حکیمی که چندی پیش به کرونا مبتلا شده بود در شامگاه روز ۳۱ مردادماه با ایست قلبی از دنیا رفت.

,

روایتی از امام خامنه‌ای درباره شهید سرلشکر خلبان

شهید بابایی

سردار رشید اسلام، شهید سرلشکر خلبان، عباس بابایی، در سال ۱۳۲۹ شمسی در قزوین به دنیا آمد و در سال ۱۳۴۸ به دانشکده خلبانی نیروی هوایی راه یافت. وی پس از گذراندن دوره آموزش مقدماتی، برای تکمیل دوره به آمریکا رفت و دوره خود را در آنجا با موفقیت سپری کرد.

شهید بابایی با دارا بودن تعهد و تخصص، در مرداد ۱۳۶۰ به فرماندهی پایگاه هشتم هوایی اصفهان رسید. او قسمت اعظم حضور خود را در پروازهای عملیاتی گذراند و ۳ هزار ساعت پرواز کرد.

سرلشکر بابایی با روحیه شهادت‌طلبی به‌همراه شجاعت و ایثاری که در طول سال‏‌های دفاع مقدس به نمایش گذاشت، صفحات نوین و زرینی بر تاریخ نیروی هوایی افزود و تنها در دو سال آخر عمر، بیش از ۶۰ مأموریت جنگی را با موفقیت کامل به انجام رساند.

این خلبان غیور ارتش اسلام سرانجام در پانزدهم مرداد ۱۳۶۶ شمسی برابر با عید قربان، در یک عملیات برون‌مرزی به شهادت رسید و در تشییعی باشکوه در گلزار شهدای قزوین به خاک سپرده شد. وی به‌هنگام شهادت، معاون عملیاتی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود.

رهبر , دفاع مقدس , شهید ,

رهبر , دفاع مقدس , شهید ,

خاطره رهبر معظم انقلاب از شهید بابایی

چند روز قبل خانواده‌ی شهید بابایی اینجا آمده بودند؛ این خاطره یادم آمد و برای آنها گفتم. سال ۶۱ شهید بابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان. درجه‌ی این جوان حزب‌اللّهی سرگردی بود، که او را به سرهنگ‌تمامی ارتقاء دادیم، آن‌وقت آخرین درجه‌ی ما سرهنگ‌تمامی بود.

مرحوم بابایی سرش را می‌تراشید و ریش می‌گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند، کار سختی بود، دل همه می‌لرزید؛ دل خود من هم که اصرار داشتم، می‌لرزید، که؛ آیا می‌تواند؟ اما توانست.

وقتی بنی‌صدر فرمانده بود، کار مشکل‌تر بود. افرادی بودند که دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می‌کردند؛ حرف می‌زدند، اما کار نمی‌کردند؛ اما او توانست همان‌ها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونه‌ای از این قضایا را نقل کرد. خلبانی بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان‌هایی بود که از اول با نظام ناسازگاری داشت.

شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت کرد؛ حتی یک شب او را با خود به مراسم دعای کمیل برده بود؛ با اینکه نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود، اما او سرهنگ‌تمامِ چندساله بود؛ سن و سابقه‌ی خدمتش هم بیشتر بود، در میان نظامی‌ها این چیزها خیلی مهم است، یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود. شهید بابایی می‌گفت “دیدم در دعای کمیل شانه‌هایش از گریه می‌لرزد و اشک می‌ریزد. بعد رو کرد به من و گفت: «عباس! دعا کن من شهید بشوم!»”

این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد. او الآن در اعلی علّیّین الهی است؛ اما بنده که ۳۰ سال قبل از او در میدان مبارزه بودم، هنوز در این دنیای خاکی گیر کرده‌ام و مانده‌ام! ما نرفتیم؛ معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوی این‌گونه است. خود عباس بابایی هم همین‌طور بود؛ او هم یک انسان واقعاً مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود. (بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی ۱۳۸۳/۱۰/۲۳)

رهبر , دفاع مقدس , شهید ,

* ماجرای شنیدنی اطاعت شهید بابایی از سرباز پادگانش!

یکی از همرزمان شهید بابایی می‌گوید: نگهبان درب فرودگاه اهواز از ورودش به داخل ممانعت کرد، او بدون اهانت به نگهبان برگشت و در آن گرمای سوزان حدود نیم ساعت روی جدول نشست.

به بنده حقیر، مسئول وقت فرودگاه، اطلاع دادند “دم درب مهمان داری.”! رفتم و با کمال تعجب شهید عباس بابایی را دیدم که راحت روی زمین نشسته، پس از سلام عرض کردم “جناب بابایی، چرا تو این گرما اینجا نشستی؟!”

خیلی آرام و متواضع پاسخ داد “نگهبان بنده خدا گفت «هواپیما روی باند است و شما نمی‌توانی وارد شوی»، من هم منتظر ماندم، مانع پرواز نشوم”. در صورتی که شهید بابایی فرمانده معاون عملیات وقت نهاجا بود، نه به نگهبان اهانت کرد و نه خواستار تنبیه او شد، بلکه از من خواست که نگهبان را مورد تشویق قرار دهم.

فرمانده‌ای که دوست داشت بسیجی شناخته شود

ظهر یک روز شهید بابایی آمد قرارگاه تا به‌اتفاق هم برای نماز جماعت مسجد قرارگاه برویم. موی سر خود را چون سربازان تراشیده و لباسی خاکی‌بسیجی پوشیده بود.

وقتی وارد مسجد شدیم به ایشان اصرار کردم به صف اول نماز برویم ولی ایشان قبول نکرد و در همان میان ماندیم، چرا که ایشان سعی می‌کرد ناشناخته بماند.

در نماز حالت خاصی داشت مخصوصاً در قنوت. در برگشت از نماز رفتیم برای ناهار. اتفاقاً ناهار آن روز کنسرو بود و سفره ساده‌ای پهن کرده بودند. ایشان صبر کرد آخر از همه شروع به غذا خوردن کرد. آن‌چنان رفتار می‌کرد که کسی پی نبرد که با فرمانده عملیات نیروی هوایی ارتش، عباس بابایی روبه‌روست، بیشتر وانمود می‌کرد که یک بسیجی است. (خاطره سرلشکر پاسدار سید رحیم صفوی از شهید بابایی)

رهبر , دفاع مقدس , شهید ,