,

زندگینامه شهدای کربلا : نصر بن ابو نیزر

شهدای کربلا

نصر بن ابو نیزر، غلام علی بن ابی طالب علیه السلام

نصر بن ابو نیزر ، از شاهزادگان غیر عرب و یا نوادگان نجاشى بود. مبرّد در کتاب خود کامل، وى را از فرزندان نجاشى دانسته است. او در کودکى به اسلام تمایل نشان داد، وى را خدمت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم آوردند و اسلام را پذیرفت و حضرت به‏ تربیت و پرورش او همت گماشت و پس از رحلت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم با فاطمه و فرزندان «کامل: ۳/ ۲۰۷؛ معجم البلدان: ۴/ ۱۷۵٫» آنان به سر مى ‏برد.
برخى، وى را از شاهزادگان غیر عرب دانسته‏ اند که به رسم هدیه به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم اهدا شد و سپس با امیر المؤمنین علیه السّلام به سر مى‏برد و در نخلستان‏هاى حضرت به کار اشتغال داشت.
به گفته مبرّد در کامل، حدیث معروفى که از امیر المؤمنین علیه السّلام در استخراج چشمه آب و وقف و نگاهدارى آن رسیده، از ابو نیزر نقل شده است.
خلاصه روایت از زبان ابو نیزر؛ وى مى ‏گوید: من در مزرعه ‏هاى ابو نیزر و بغیبغه، مشغول کار بودم که على علیه السّلام نزدم آمد و به من فرمود: چیزى براى خوردن دارى؟
عرض کردم: غذایى دارم که امیر المؤمنین آن را نمى‏ پسندد، از کدوهاى مزرعه، غذایى تهیه کرده و آن را با روغنى معمولى پخته‏ ام، فرمود: همان را برایم بیاور.
حضرت بپاخاست به سمت جوى آبى که در آنجا بود، رفت و دستان مبارکش را شستشو داد و از آن غذا تناول فرمود و مجددا به سوى جوى آب رفت و دستانش را با ماسه شست تا آن‏ها را تمیز کرد و سپس دستش را بر شکم خود روى لباس مالید و آن را خشک کرد و فرمود: کسى که به واسطه سیر کردن شکمش وارد دوزخ شود خدا او را از رحمت خویش دور مى ‏سازد و سپس کلنگ را به دست گرفت و داخل قنات رفت و مشغول حفر آن شد و آب به کندى خارج مى ‏شد، حضرت از کانال قنات بیرون آمد و عرق پیشانى‏اش را با انگشتان مبارکش پاک کرد و دوباره نفس زنان به حفر قنات پرداخت، این بار، آب به سان گردن شتر، جریان یافت، حضرت فورا بیرون آمد و فرمود: خدا را گواه مى‏ گیرم که این قنات، صدقه به شمار مى ‏آید و سپس نوشت:
 «هذا ما تصدّق به عبد اللّه علىّ امیر المؤمنین، تصدّق بالضّیعتین على فقراء المدینه، إلّا أن یحتاج الیهما الحسنان، فهما طلق لهما دون غیرهما « کامل: ۳/ ۲۰۷- ۲۰۸٫»
 «این‏ها صدقه بنده خدا، علىّ امیر المؤمنین است که هر دو مزرعه را وقف مستمندان مدینه نمود، مگر این که [فرزندانم‏] حسن و حسین بدان‏ها نیازمند شوند که در این صورت، ملک خالص آنان است و دیگران در آن حقى ندارند».
آن چه بیان شد، خلاصه ماجرا بود.

نصر یاد شده، فرزند ابو نیزر، پس از شهادت على و حسن علیهما السّلام، به امام حسین علیه السّلام پیوست و سپس در کنار آن حضرت از مدینه به مکه و از آنجا راهى کربلا گردید و در آن سرزمین، فرشته شهادت را در آغوش کشید، وى فردى دلاور و شجاع بود، نخست اسب او را پى کردند و سپس در نخستین حمله به شهادت رسید. رضوان اللّه علیه.

2 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *